چگونه « کیهان» حقیقت را وارونه نشان می دهد؟
به جای جوابیه نامه وارده در ستون «نیمه پنهان» - مورخ 14 تیر 88
کلامی با برادر حسین "شریعتنداری"!
طی دوسال گذشته و در ولوله جهاد اکبرِ! مافیای رسانه های امنیتی ایران در تخریب و آبروبری از استاد ایلیا و جمعیت ال یاسین خبری از شما نبود؟ پشت جبهه مشغول خدمت بودید یا در ستاد فرماندهی مستقر در 209 عرق می ریختید؟ به هر حال ما به نمایندگی آمدیم تا حالی بپرسیم و اگر هم فرصتی شد مقداری بگیریم.
راستی گفتید ما صد نفریم؟ نظرتان چیست که برنامه جلسه استادیوم آزادی با حضور پیروان استاد که قرار بود 4 سال پیش برگزار شود دوباره اجرا شود؟ یک جایگاه ویژه هم برای شخص شما در نظر می گیریم. آن وقت شاید علم ریاضیات و آمار شما را از تفاوت 100 نفر با 100 هزار نفر مطلع کند. البته اگر نگویید مونتاژ است و شانتاژ است و ... گرچه این برای شما یک آوانتاژ است! شاید هم بهتر باشد چند سخنرانی از 1200 ساعت فیلم سخنرانی و آموزش توسط استاد را برای مردم دنیا پخش کنیم تا خودشان به قضاوت بنشینند و از تجربه حضور و عشق الهی بگویند و حظ شنیدن کلام و اندیشه ای ناب را از این معلم دوست داشتنیِ زندگی ببرند؟ چطور است فرصتی فراهم کنیم برای قشرهای مختلفی از جامعه تا به تأکيد شهادت دهند که او داراي نيروهاي خارق العاده و قدرت عظيم روحي و شعور استثنايي است. همان کسانی که براي مدعاي خود به صدها تجربه و مشاهده حضوري خود و ديگران استناد ميکنند و نه تحقیق یک سال و نیمه در زندان اوین! آنها شديداً به اين موضوع اعتقاد دارند که کلام او داراي قدرت تغيير دهنده و بسيار اثرگذار است و اينکه کلمات او بسيار کارسازند و چيزهايي که ميگويد واقع ميشود. چرا با آنها مصاحبه نمی کنید؟ بعضي از گزارشها و تجربيات مذکور، تاکنون در چندين کتاب و در نشريات مختلف، بيان شده است. چندين کتاب درباره اعمال خارق العاده و تواناييهاي او نوشته شده است و فيلمهاي مستندي از شاهدان بسيارِ اين وقايع تهيه شده است.[1] چطور است چند تا از این فیلمها را پخش کنیم. البته بهتر است کسی باخبر نشود که پیش بینی علمی زلزله تهران و برنامه تغییر و پیشگیری از آن به خاطر پرونده سازی های امثال شما با بی اعتنایی و بی توجهی مسئولان مربوطه مواجه شده و معلوم نیست چه هزینه های هنگفتی در پی خواهد داشت. گرچه نمی دانیم با مستنداتی که درباره این موضوع در حال پخش است چه کنیم؟
می دانستید همان کتابی که جلدش را به عنوان کتاب ضاله چند سال پیش در شب نامه تان زدید[2] تا امروز در چه تیراژی چاپ شده و به فروش رفته؟ تلاش شما در نایاب کردن این کتاب کم نظیر بود. بعد از اینکه دوست شما در ویژه نامه جام جم (کژراهه) راه شما را ادامه داد و زندگی نامه تحریف شده ای از ایشان منتشر کرد هم سیلی از کتاب و فیلم درباره این موضوع راه افتاد. می دانستید که در راه حق و با هوشمندی ره پویان آن تهدیدها بدل به فرصتهای طلایی و با برکتی می شوند و این خاصیت ذاتی حقیقت است که هر چه بیشتر به آن بپردازی آشکارتر می شود حتی اگر قصد و نیت شوم ویرانی، تخریب و تحریف در کار باشد. پس می بینید که باکی نیست. آقای شریعتنداری! تا جایی که میدان دارید بتازید و از همه توانتان برای تخریب و جعل و وارونه نمایی کمک بگیرد تا فردا پیش روی آن که خدا می دانیدش ( گرچه اعمال شما نشان از شیطان بودن خدایی که می پرستید دارد) شرمنده نباشید.
راستی از جوابیه خانم ا. نجفی چه خبر؟ مگر رسالت رسانه ای شما را موظف نکرده که جوابیه و در واقع تکذیبیه ایشان در رد مطلب کذب کیهان[3] را منتشر کنید. همان خانمی را می گویم که نویسندگان شما به جایش قلم فرسایی کردند و امضای ایشان را پایش انداختند و بعد هم شد نامه وارده در افشای رام الله!! این روش دیگر از سیاهی و سوختگی به ذغال شبیه شده و شما ناگزیر دوباره آزمودیدش؟ از شما به عنوان ارگان و سخنگوی دستگاههای امنیتی خودسر، انتظاری بیش از این می رفت.
چرا ننوشتید این دوستان جدید شما تازه از زندان آمده اند و هر کدام چند ماه را در انفرادی گذرانده اند و تحت چه فشارهایی بوده اند و از چه ترسانده شدند یا با کدام وعده تطمیع گشته اند؟ البته نیمه پنهان ستون «نیمه پنهان» سالهاست که آشکار شده و همه می دانند که جای توابینی است که همگی طبق فرمولی ثابت، سرِ راهشان به جهنم، سری هم به دفتر کیهان می زنند و در همکاری همه جانبه با این روزنامه و البته فقط هم همین روزنامه به افشاگری می پردازند. این بردگان جدید شما برخلاف ادعایی که کرده اند از اعضای ارشد نبودند و البته آرزوی حضور در «حلقه مريدان خاص» را داشتند اما نابودی زندگی و جوانی؟!! البته اگر مرور تعمقی قرآن و آموزش روش های تفکر و تحقیق یعنی نابودی و ویرانی پس خوشا این نبودن. شما به عنوان مدیرمسئول فرقه کیهان به یاد دارید تشکیلات موسسه کیهان تا حالا چند نفر را نابود کرده و با خاک سیاه تحریف و جعل و پاپوش در گور کرده؟ فهرست بلندبالایی در لیست ترورهای فرهنگی شما به چشم می خورد که تقریبا هیچ روشنفکر و هنرمند و صاحبنظری در آن جا نیفتاده. ای کاش پس از این همه تلاش و در این یکسال و نیم تحقیق مستند در اوین و در جوار بازجویان! همانطور که استاد بارها گفتند فقط یک دروغ، یک گناه، یک اشتباه و یک انحراف و بدعت در دیدگاهها و کارهای ایشان پیدا می کردند تا ایشان طبق قول خودشان بقیه اتهامات را بپذیرند.
اما برای یکبار هم که شده راست گفتید. آنها باخته اند؛ آنها نجات روحشان را باخته اند و چه بدمعامله ای کرده اند. آبرو، دین، ایمان و روح را فروختن در ازای هر چه باشد ورشکستگی کامل است. باید دید آینده ای که کیهان سنگ بنای آغازش را می گذارد به سرانجامی جز سعید امامی هم می رسد؟
راستی شما به «الاهیسم نوین» [4] اشاره کردید. چیزی از آن می دانید؟ آیا تاکنون شرح و دیدگاههای ایشان درباره لا اله الا هو را شنیده اید؟ «لااله الاالله؛ نظريۀ بنيادي زيستن»[5] را خوانده اید؟ آنجا که می گوید : «....همۀ چيزهاي انكارشدني را انكار كن تا به آنچه انكارنشدني است نائل شوي. زيرا تا همۀ سايهها را منكر نشوي، آفتاب را تجربه نخواهي كرد. تا همۀ خدايان دروغين را رد نكني، خداوند حقيقي را قبول نخواهي كرد. لااله. هيچ خدايي نيست الا الله. نميتواني بگويي خداپرستم مگر آنكه همۀ بتهاي زندگي ات را شكسته باشي. بت پول، مقام، شهرت، شهوت و حتي بت خانواده، همسر، فرزند، برادر و خواهر. بت دنيا. اربابان دروغين را خلع کن و بگذار ربّ العالمين، پروردگار جهانيان ربّ تو باشد. اين لااله الاالله است. سرور تو خدا باشد نه غير خدا. اين لااله الاالله است. اين يک انتخاب از ميان انتخابهاي ممکن نيست بلکه تنها انتخاب ممکن است. زيرا احدي بجز خدا سرور و پادشاه و صاحب انسان نيست. لااله ميگويد براي هيچ احدي سجده نکن. در مقابل هيچ کس خم نشو. در برابر هيچ چيز دچار خودباختگي نشو. و الاالله ميگويد مگر فقط براي خدا. فقط براي خدا سجده کن. فقط خدا را بپرست. فقط در برابر خدا ميتواني دچار خودباختگي بشوي. اگر در برابر او خود را باختي، خدا را ميبري. اگر خودت را از دست دادي، خدا را به دست ميآوري. آيا کاري از اين بزرگتر وجود دارد؟..» اینها همان بدعت هاي ديني است؟
یعنی بعد از این همه سال تحقیق و تفحص نمی دانید تعلیم محوری ایشان «تسلیم و خدمتگزار خداوند بودن» است و رام الله یعنی تسلیم خداوند ؟ کسی که همه تعالیمش حول محور خدا و یگانگی و بازگشت به اوست و در معنای خدمتگزاری می گوید : «چه خدمتی برای خداوند از این بزرگتر است که تو خدایت را به خوبترین شکل ممکن، به جذاب ترین حالت ممکن به جهان معرفی کنی و او را آنطور که هست، دوست داشتنی ترین و خوبترین، معرفی کنی. پس اگر همۀ لحظات زندگی را در راه تحقق و بیان بسم الله الرحمن الرحیم صرف کنی، همۀ لحظات زندگی را به بهترین کار ممکن صرف کرده ای و بزرگترین پیروزی ممکن را کسب کرده ای.»، چنین کسی ادعای خدا بودن می کند؟ دو سال است که نوچه های رسانه ای شما فریاد می زنند که او چنین ادعایی دارد و حالا شما هم همان را نشخوار می کنید! این دیگر چه اتهام جنون آمیزی است که زده اید؟ لحظه ای به پیامدها و بازتابش فکر کرده اید؟ این درجه از بزرگنمایی در تاریخ هم سابقه ندارد. اگر او ادعای خدایی دارد پس «خدا با من است» را چرا تکرار می کند؟ معنای عبارت «رام الله»[6] که با این ادعا تناقض ذاتی دارد! چطور می شود هم بگویی که خدایی و هم بگویی تسلیم خدایی و هم ادعا کنی که خدا با توست! چطور می شود هم خدا باشی هم بنده خدا و هم تسلیم و خدمتگزار او!! اگر ادعای خدایی کرده بود که نیازی به دو سال شکنجه و تهدید و پرونده سازی و سیاه نمایی و این همه هزینه و خرابی نبود. دو روز هم برای احکام سنگین ارتداد و کفر کافی بود که داستان حلاج دوباره تکرار شود . دو سال همه توان و نیرو را صرف کردید و شکنجه اش دادید که اعتراف کند خداست؟! فکر نکردید بعدش با کنجکاوی ها و حیرتهای افکار عمومی جهان چه می کنید؟ حداقل ادعاهایی را مطرح کنید که اندکی به عقل متوسط جمعی نزدیک باشند. دست پایین گرفتن سطح شعور مخاطبین هم اندازه ای دارد و اباطیل بافی هم حدی. واقعا این سندرم توهم توطئه و دروغ و تحریف با مشاعر انسان چه ها که نمی کند. حالا حتی اگر شاگردان استاد بندگیش را هم بکنند چه جای شماتت است؟ مگر علی(ع) نگفت هر کس کلمه ای به من آموخت طوق بندگی برگردنم انداخت. حیف که بت شکنی ها و انکارهای او و همه چیز را در خدا دیدن و و خدایی کردن و اسم خدا را معتبر کردن فرصت کمی به ما می داد تا دستی را که رهنمونمان شد ببوسیم و بر پایی بیفتیم که آموخت به ما پیمودن مسیر زندگی متعالی را.
آقای شریعتنداری!
شما تا حالا قرآن خوانده اید؟ به آیه « سخرلکم مافی السماوات و مافی الارض» برنخورده اید؟ از فیض خداوند و قدرت دعا و توکل و ایمان چیزی می دانید؟ بله! شاهدان متعدد از ایشان اعمال حیرت انگیز بسیاری روایت کرده اند. به جز مواردی که به تکنولوژی باطنی مربوط بوده ایشان تاکید داشته اند که این گزارشات مستند و اعمالی که در آنها شرح داده شده کار من نیست و تنها کار خداست. در طول تاریخ بشریت صاحبان کرامت و برخورداران از برکت روح الهی کم نبوده اند و نیازی به ادعای خدایی هم نیست. این ها را زیر سوال بردن یعنی اصل آفرینش و دلیل وجودی بشر را زیر سوال بردن، یعنی مقام خلیفه اللهی انسان را منکر شدن! نکند شما هم با شیطان هم داستانید؟ اما درباره خفت که گفتید و حتما منظورتان زندان و شکنجه ها و شرایط فعلی ایشان است. بزرگان بسیاری را ظلم حاکمان، بخل حسودان و فریب مکاران به سیاهچاله ها انداخت و به زنجیر کشید.آیا از نظر شما آن بزرگان هم ... خفت از آن کسانی است که از سر ناتوانی به زنجیر کردن اندیشه ها پناه می برند و برده تحجر و تعصب و قدرت و شهوتند.
و از ترس گفتید. راستی این دوستان شما چرا در دوازده روزی که عده ای از شاگردان استاد روزه دار در حرم امام بودند نیامدند که ارشادشان نمایند؟ چرا دزدانه و با فریب و تک تک آن هم سراغ زنان و دختران؟ واقعا چه کسی می ترسد؟ چه کسی از شناخته شدن ایلیا و انتشار دیدگاههایش وحشت دارد که دست به فیلتر می برد، مجوز کتب و نشریات را لغو می کند، جلوی سخنرانی ها را می گیرد، او را در زندان حبس می کند و ممنوع الجلسه و ممنوع القلم و ممنوع الملاقاتش می نماید؟ چه کسی از وحشت تهدید به ترور می کند و "چک سفید"[7] می خواهد؟ چرا پانزده سال است پیشنهاد مناظره را رد می کنید؟ چرا جلوی ارتباط با مسئولین و اطلاع رسانی به آنها را می گیرید؟ هر کس هم جای شما بود و چند سال بیت المال را خرج این نظریه کرده بود که ثابت کند خورشید نیست یا اگر هست سمی است و مرگ آور از بیرون آمدنش از پشت ابر می ترسید. اما چه می شود کرد اقای شریعنداری! تقدیر خداوند بر آن است که باطل ماندگار نماند...
گفتید مردمان را به زور چک و قسم اینجا نگه می دارند؟ اگر آن طور است که ادعا می کنید پس این بریدگان و به قول شما آسیب دیدگان با چکها چه کردند؟ نکند قسم هایشان را شکستند؟ بد نیست اشاره ای هم بکنید به روش های فرقه سربازان گمنام دایره مذاهب در بازیابی کامپیوتر ها و فیلم برداری از خصوصی ترین لحظات زندگی خانواده ها و بعد هم مجبور کردن آنها به انواع همکاری ها!! باز هم بگوییم آقای شریعنداری؟ بگوییم؟ اینها شارلاتانیزم معنوی نیست؟ به اسم خدا به بنده خدا اتهام زدن و شکنجه دادن و اعتراف اجباری گرفتن شارلاتانیزم معنوی نیست؟ اینها همان کارهایی نیست که شما می کنید؟ گرچه از روزنامه ای که حدیث جعلی منتشر می کند و فریاد رجال سیاسی خفه می کنیمش دنیا را برمی دارد هیچ کاری بعید نیست. البته این کارها بیشتر به فاشیسم اسلامی شبیه است تا شارلاتانیزم معنوی!
از شما انتظار می رفت بعد از یکسال و نیم تحقیق مستند و حضور در جلسات بازجویی و شنود و بعد از ده ها سال دروغ پراکنی، متبحرانه تر این عملیات مقدس! افشاگری توابین را راهبرد نمایید.این بار هم باز بدون مدرک اتهام زدید و در بابش گفتید و بافتید. اما ما همان یک کلمه را می گوییم که شما مانند تمام این سالها دروغ می گویید و به عنوان اولین سری از اسناد این دروغگویی یک جلد کتاب از "دروغ های کیهان" را به یادگار می فرستیم. ان شاء الله فیلمش هم که آماده شد فراموشتان نمی کنیم. شما هم وقتی حرمت آبروی مومن که از خانه خدا هم بالاتر است را می شکنید، ابابیلش را فراموش نکنید.
دنیا دار مکافات است و خدا برترین حسابگران. ما هم مدتهاست در انتظار مجازات کلاهبرداران دین و ایمان مردم هستیم و می دانیم چون شما از اسم خدا سوءاستفاده کردید پس کار شما با خداست و سرنوشتی عبرت آموز را برایتان پیش بینی می کنیم.
و مکروا ومکرالله والله خیرالماکرین
کانون مدافعان ایلیا
16 تیرماه 88
[1] بخشي از اين فيلمها و کتابها در باره استاد روح الله و اعمال او ميباشد...
[2] اشاره است به کتاب جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول) که مجموعه ای از سخنرانی های استاد در سن 23 سالگی است.
[3] در 14 آذر 1385در سلسله مطالب پاورقي «نيمه پنهان» مطلبی با عنوان نامه وارده از یکی از به ظاهر فریبخوردگان جمعیت ال یاسین منتشر شد. فردی که این مطلب به نام او منتشر شده بود اظهار داشته که این مطالب را او ننوشته و بارها از مسئولان این روزنامه خواسته است تا بر طبق قانون مطبوعات تکذیبیه او را منتشر نمایند.
[4] تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان ميشد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما ميدانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزههاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوههايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته ميشود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هستههاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه ميگذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه ميشود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه ميكند... (کتاب آمین- جلد اول)
[5] با الهام از «لا اله الا الله» - ایلیا «میم» (کتاب آمین- جلد اول)
[6] به معنای رام و تسلیم خداوند بودن
[7] در طی دو سال گذشته حجم بالایی از فشار ها و شکنجه ها به استاد برای ضبط فیلم عتراف اجباری بوده که به گفته دایره مذاهب چک سفید به نظام محسوب می شود و از مراجع بالای نظام دستور تهیه آن داده شده است.