تبليغاتX
انجمن مدافعان ایلیا

 

 

 

صفحه اصلی | پست الکترونیک | آرشیو


:: بیانیه ها

گزیده متن کتاب جریان هدایت الهی
والسماء
بیانیه شماره 1
بیانیه شماره 2
نامه به مدیران سایت بلاگفا


:: طومار

طومار

:: فهرست مطالب

رامین فتاحی به خاک سپرده شد
رامین فتاحی درگذشت
در كمين ايليا
اگر استاد آزاد نشود...
بيانيه گروه تحقيق و مستندسازي ياسين
ما فرقه نيستيم... تهمت‌هاي واهي و پاسخ به آنها (قسمت اول)
وبلاگ نويسان دلسوز يا تحريفگران حرفه اي؟!
پروژه تبديل قهرمان به ضد قهرمان!
مولفه هاي دروغ سنجي و دروغ يابي
مقاله وارده - وزارت اطلاعات يا افعي هزار سر؟!
ایلیا آنگونه که هست
پاسخ به شبهات و سوالات
آلوده به نفاق نشوید
بنيانگذار تفكر متعالي
فرازي كوتاه از ديدگاه ها و نظريه هاي استاد فتاح
طومار
ما کیستیم؟


:: عضویت در خبرنامه





Powered by WebGozar


:: لوگوی انجمن


:: گروه اینترنتی


:: نوشته های پیشین

شهریور 1388
تیر 1388
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386


 RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

ما كيستيم؟
انجمن مدافعان ايليا، انجمن به ثبت رسيده يا سازمان يافته اي نيست بلكه متشكل از جمعي است كه در پي وقايع چند ماه اخير به حمايت از معلم خويش و دفاع از شعور و آگاهي خود به عنوان شاگردان استاد فتاح تصميم به راه اندازي اين وبلاگ گرفته اند. "ايليا آنگونه كه هست" در واقع پاسخ به شبهاتي است كه نا آگاهانه يا مغرضانه و هدفمند به انديشه ها و گفتار استاد فتاح (پيمان فتاحي) وارد شده است. و چه ناجوانمردانه حرمت او را شكسته اند و تهمتها و افتراهاي شرم آور به ايشان بسته اند كه نشان از طبعي پست و جفاكار دارد. با اين همه، دريغ از حتي يك خط سند و مدرك براي اين همه تهمت كه اگر داشت چه جاي هرزه گويي و ناسزا. اگر چه اين رويه باطل بيش از آنكه بخواهد به شخصيت استاد خدشه وارد كند، افشاگر هويت گويندگان و نويسندگانش بوده است. خوانده ايم و شنيده ايم كه رسم روزگار هميشه اين بوده كه كوردلان و كور چشمان ، بزرگان انديشه را به تيغ كين و جهل زخمي و مجروح سازند و جز اين هم از تاريك نشين هاي تاريك خانه ها انتظار نميرود. استاد فتاح پاسخ كليدي ترين سوالات ما را داد. پاسخ هاي او ذهن مان را آرام، قلبمان ما را عاشق و روح مان را بي قرار آن حقيقت ناب كرد و حالا سخنان خودش دستخوش تحريف شده است. هيهات كه نميگذاريم تا مادامي كه قلم بر دست داريم.زيرا از او ياد گرفته ايم كه شيعه علي مانند علي است.پس تا آخرين لحظه از حق و حقيقت دفاع ميكنيم. در اين وبلاگ همانگونه كه از اسمش بر ميآيد، قصد مان روشن ساختن حقيقتِ استاد فتاح است. حقيقتي كه به عبث سعي ميشود مخدوش گردد اما اين حقيقت بسي بزرگتر از آن است كه قلمهاي مزدور بتوانند خط تحريف بر آن بكشند. قابل ذكر است كه انجمن مدافعان ايليا قصد دارد به بيان نظرات و ديدگاه هاي شاگردان و آشنايان با تعاليم استاد فتاح بپردازد. لذا بخش اعظم متون اين وبلاگ را مطالب ارسالي خوانندگان تشكيل مي دهد و لزوماً همه مطالب آن مورد تاييد انجمن نيست. جمعي ازدوستداران استاد فتاح



بیانیه جمعي از نمايندگان و مسئولان مجموعه كانونهاي ال ياسين

بنام حقيقت هميشه زنده

ما جمعي از نمايندگان و مسئولان مجموعه كانونهاي ال ياسين ضمن محكوم كردن اقدامات غيرقانوني و غيرشرعي دايره مذاهب وزارت اطلاعات، عهد بسته ایم و تا آخرين نفس خود ايستاده ايم و اعلام ميكنيم در صورتي كه هر اتفاقي بيافتد؛ از پخش رسانه اي هر گونه اعترافاتي از استاد ايليا و تحريف و انكار ايشان (حتي توسط خودشان)، تا آزادي استاد از زندان با شدت بيشتري به معرفي ايشان، روشنگري ها و حمايت و دفاع خود از استاد و همچنين به مبارزه بي خشونت خود عليه دايره مذاهب كه اصلي ترين عضو پيكر طالبان مذهبي ايران است، ادامه خواهيم داد. بخشي از برنامه هاي اين مجموعه كه در حال انجام و گسترش است به شرح زير مي باشد:

1- افزایش تصاعدی جذب و فراخوان و تشکل کانونها

2- راه اندازي كانونهاي حمايتي - دفاعي با محوريت معرفي استاد ايليا و تعاليم و آثار او در سطح  شهرستانها

3- ايجاد کانونهاي دفاع از ايليا در سراسر جهان با الگوهاي متنوع و معلوم

4-شعبه زدن موسسات و فعال سازی در سطح دنیا

5- انتشار تعليمات و آثار ايليا «ميم» در سراسر جهان و بويژه ايران و عراق

6- تکثير الگوي ايليا (الگوي تفکر، بينش و رفتار) در حداقل چهل نفر از مستعدين در جهان

7-راه اندازي کانون هاي دفاع از حقوق بشر

8-تعامل گسترده با نهادها و مراکز حقوق بشر در ایران وجهان

9-راه اندازي انجمن دفاع از آزادي مذهب

10-راه اندازي انجمن دفاع از حقوق اقليتهاي مذهبي

11-راه اندازي انجمن دفاع از آزادي عقايد و مقابله با تفتيش عقايد

12-همکاري و حمايت همه جانبه از کانون مدافعان حقوق بشر و کانون وکلاء

13-راه اندازی کانون های حمایتی خارج از کشور (هر گروه، حداقل یک کانون)

14-180 ايليا در قالب 180 نام مختلف در راستاي تكثير ايليا

15-....

 

ياري از خداوند و پيروزي نزديك است

جمعي از نمايندگان كانونهاي ال ياسين

بيستم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 9:9  توسط انجمن مدافعان ایلیا  | 



حضور محترم آيت الله خامنه اي
سلام عليكم
اينجانب پریس کی نژاد از شاگردان استاد الیاس رام الله (آقای فتاحی) هستم. امروز و در این نوشته میخواهم زبان کسی باشم که صدای او ظاهرا در دخمه های خوف انگیز زندان اوین خفه شده است و شکنجه گرانش گمان میکنند از پس آن دیوارهای قطور هیچ صدایی قابل شنیدن نیست و غافلند از آنکه هستند کسانی که فریادها را در سکوت میشنوند و امروز مسئولیت رساندن این صدا به بیرون بر عهده من گذاشته شده است. دریافت و کشف صحت گفته ها و ادعاهایی که در این نامه می آید برای شما بسیار ساده است اگر امینی را بر آن بگمارید.

سي و يكم خرداد ماه هشتاد و هشت
پریس کی نژاد (عضو مرکزی جمعیت ال یاسین)

ایشان می گویند:
پس از نوشتن اولین نامه ام به شما در سال 86 بازداشت شدم. از محورهای اصلی بازجوییها همان نامه بود.6 ماه شکنجه و فشار برای آنکه هزاران تجربه و محصول را انکار کنم. باید می گفتم دروغگو هستم و قصد مردم فریبی و سوءاستفاده داشته ام. شیطان هستم شیاد هستم با قدرت شیطانی کارهای خارق العاده میکنم ساحر و دیوانه هستم. اخباری را که درباره برخی حوادث مثل زلزله بم، یازدهم سپتامبرو... از مدتها پیش داده ام یا شیطان به من گفته و یا خارجی ها اطلاع داده اند. انحراف داشته ام قصدم نفسانیات بوده. باید می گفتم میخواستم در آینده بگویم مسیح هستم. قصدم حکومت بوده میخواستم برعلیه نظام واسلام توطئه کنم .باید توبه میکردم اما وقتی میپرسیدم از چه چیزی؟ میگفتند هرچه. بالاخره درزندگی ات یک گناه هم نکرده ای؟ از هر چیزی. گفتم اگر یک خلاف ویا یک سوء استفاده نشان دادید همه را می پذیرم اما نتوانستند. میگفتند خودت بگو.
گفتند ما نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم و بگوییم ادعاهای قبلی مان درباره شما اشتباه بوده است. از صدها صفحه بازجویی فقط چند جمله را به مسئولین نشان میدهیم. کلید مغز مسئولین دست ماست هرطور بخواهیم میچرخانیم. شما را بدتر از بهائیت و مجاهدین خلق و توده ای ها معرفی کرده ایم نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم. آنچنان شما را پیش بیت، مسئولین امنیتی و قضایی بدنام کرده‌ایم که اگر نزدیک آنها هم بشوید فورا شما را دستگیر میکنند. باید زیر برگه هایی را امضا میکردم که نمیدانستم چیست و اگر نمیکردم شاگردان و خانواده ام در خطر می افتادند. میگفتند دفاع یعنی علیه حکومت اسلامی برخاستن. گفتند و تاکید کردند که به دستور حاکمیت و به عنوان کلیدی در دست ولی امر مسلمین باید فیلمی ضبط کنی که بعدها روشن شد به بدترین شکل ممکن مونتاژ و جعل شده و بدترین و دروغ ترین استفاده ها از آن شده است. خبر از فیلم وبولتنی محرمانه دادند که اگر خودت هم ببینی خود را انکار میکنی. مدتها دچار خونریزی های شدید بودم ونهایتا پس از 6 ماه زندان انفرادی گفتند آزادی و هیچ جرم خاصی به جز جمعیت اطرافم مطرح نشد.
بعد ازگذشت چند ماه دوباره مرا به زندان آورده اند و شکنجه می‌کنند، شاگردانم را برای اعمال فشار بر من دستگیر کرده‌اند. در بدترین شرایط ممکن و محروم از ابتدایی ترین حقوق یک زندانی نگهداری می شوم و مبتلا به مشکلات قلبی و تنفسی شده ام. تا به امروز بیش از 5 ماه است که در سلول انفرادی و در شرایطی خاص محبوس هستم بیشتر از دوماه در سلولی با تعداد زیادی موش، بدون هواخوری و اعمال شکنجه های سخت روحی و جسمی بوده ام. در حال حاضر هم در شرایط مشابهی بسر می برم. دوباره موضوع دادن چک سفید به نظام مطرح شده تا خیالشان از بابت من راحت شود. اما این بار با حکم شما وحکم مقام عالی قضایی بودند و گفته شد که باید دیکته شکنجه گران را تکرار کنم و جواب سئوالات را جلوی دوربین بدهم آنهم به شکلی که جوابها تامین کننده نظر حکومت باشد. گفته اند حکومت اراده کرده تو را نابود کند و باید به حکم قانون همکاری کنی. تو برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب شوی. خودت همه چیز ا انکارکن ما هم پرونده را میبندیم. ما ابزارهای زیادی داریم صدها قلم به دست، رسانه های زیادی با ما کار میکنند. تلویزیون ورادیو داریم به راحتی با چند میزگرد وبرنامه خرابت می کنیم. حتی نظر حکومت این است که فیلم یا سریالی ساخته شود تا اسم و فکر تو نابود شود. در مجموع بیش از 320 روز برای ضبط چند فیلم و چند صدا شکنجه شده ام. برای اعترافات دروغی و توبه که معلوم نیست از چه چیزی باید توبه کنم و از شما طلب عفونمایم. مسئولین عالی بارها قسم خورده اند که اگر فیلم ضبط نکنم خانواده ام در بیرون کشته میشوند و همسرم را که در حال حاضر تنها سرپرست دو کودک شیرخوار و خردسال است بازداشت می کنند، که کردند. 25 جلسه شكنجه فيزیکی و روانی باعث نشد دیکته انها را تکرار کنم اما به واسطه حکم قانون انجام دادم.
برای یازدهمین بار، وقتی نماینده شما حضور داشت نوشتم و گفتم که چرا مرا دو سال شکنجه دادند و فشار آوردند که اعتراف دروغین کنم و واقعیات را انکار کنم اما حتی یک دروغ، یک تحریف، یک بدعت و یک خلاف نشانم نمی دهند و می گویند خودت باید اعتراف کنی. به بازجویان گفته ام اگر یک جرم نشان دهید همه را میپذیرم. حدود 660روز است که همین را می گویم اما جواب فقط شکنجه و فحاشی رکیک به خانواده است. نماینده شما ساعتها با من حرف زد و دست آخر بدون جواب رفت.
می گویند برای آزادی ات باید کمک کنی در تلویزیون حاضر شو و خودت خودت را تخریب کن اگرنه آنقدر اینجا نگهت می داریم تا بپوسی به مسئولین اعلام می کنیم که مخل امنیت هستی ببینیم آن وقت چه کسی جرات می کند پا جلو بگذارد و آزادت کند.
پس از ماهها ممنوع الملاقات بودن، دو فرزند خردسالم را برای ملاقات آوردند به دلیل وضع ظاهری ام، مرا نشناختند، جلوی آنها با من برخورد خشن کردند و آنهم تبدیل به جلسه شکنجه شد. با عکسهای خانوادگی بازی می کنند. به بهانه بازرسی بدنی مجبورم می کنند که لخت شوم. بارها و بارها شکنجه شده ام که بگویم شکنجه نشده ام و جالب آنکه برخی مسئولین می آیند و می گویند شما اصلاً شکنجه نشده ای. مرتباً موضوع چک سفید به نظام را مطرح می کنند و می گویند برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریبت کنیم. بعد از این همه شکنجه فیزیکی و روانی تازه می گویند اگر همکاری نکنی طرفدارانت را درو می کنیم و جوی خون راه می اندازیم. می گویند مقامات را هر طور و در هر جهت که بخواهیم قانع می کنیم همه درها را هم بسته ایم و مسئولین را توجیه کرده ایم هر کس بخواهد از تو حمایت کند پایینش می کشیم پسر پیغمبر هم که باشد پایینش می کشیم.
طی این ماهها صدها صفحه بازجویی شده ام. در نوشته هایم که در بازجویی ها مکتوب شده دست می برند و به عنوان مدارک و مستندات بر علیه من استفاده می کنند. سئوال شفاهی می پرسند و می گویند کتباً جواب بده وقتی جواب می دهم، روی برگه، سئوالی متفاوت با سئوال شفاهی می نویسند. چند بند از یک مطلب را در کپی حذف می کنند و معنی بندهای دیگر عوض می شود و آن را برای دادستان می فرستند. موردی که نیاز به یک صفحه جواب دارد، می گویند در یک خط جواب بده. صبح تا شب اجازه رفتن به دستشویی را نمی دهند تا زیر برگه هایی را که می خواهند امضا کنم و بگویم دستخط من است. خفه ام می کنند و می گویند بنویس که مدعی هستی. دفترچه تحقیقی و تفکری دوران نوجوانی را که علامت و باطل روی آن خورده و در بایگانی بوده برداشته اند در کپی علامت باطل و را حذف کرده اند و به عنوان سند خودپرستی من و ... به مسئولین نشان میدهند.
در گذشته هم گفته ام من از خودشكني و خودانكاري اگر به مصلحت اسلام و باشد استقبال مي كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. عملکرد این آقایان در طول این دو سال باعث شد همه چیز از ابعاد مختلف چند برابر شود که شرح و مستندات آن موجود است اما اصرار دارند كه در اين باره حرفي نزنم. امروز اسلام دهها هزار نيروي جوان، متخصص، آزموده و اهل فكر و برنامه دارد اما سالهاست كه دوستان نادان كمر به نابودي آن بسته اند و متاسفانه در كار خود توفيقاتي هم داشته اند. باز هم تکرار میکنم اگر یک دروغ، یک بدعت و یک خلاف در زندگی ام نشانم بدهند آن وقت از هر اتهامی استقبال می کنم.


تسلیم و خدمتگذار خداوند
الیاس رام الله (فتاحی)
سي ام خرداد ماه هشتاد و هشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 9:3  توسط انجمن مدافعان ایلیا  | 

چگونه « کیهان» حقیقت را وارونه نشان می دهد؟

به جای جوابیه نامه وارده در ستون «نیمه پنهان» - مورخ 14 تیر 88

 

کلامی با برادر حسین "شریعتنداری"!

طی دوسال گذشته و در ولوله جهاد اکبرِ! مافیای رسانه های امنیتی ایران در تخریب و آبروبری از استاد ایلیا و جمعیت ال یاسین خبری از شما نبود؟ پشت جبهه مشغول خدمت بودید یا در ستاد فرماندهی مستقر در 209 عرق می ریختید؟ به هر حال ما به نمایندگی آمدیم تا حالی بپرسیم و اگر هم فرصتی شد مقداری بگیریم.

 راستی گفتید ما صد نفریم؟ نظرتان چیست که برنامه جلسه استادیوم آزادی با حضور پیروان استاد که قرار بود 4 سال پیش برگزار شود دوباره اجرا شود؟ یک جایگاه ویژه هم برای شخص شما در نظر می گیریم. آن وقت شاید علم ریاضیات و آمار شما را از تفاوت 100 نفر با 100 هزار نفر مطلع کند. البته اگر نگویید مونتاژ است و شانتاژ است و ... گرچه این برای شما یک آوانتاژ است! شاید هم بهتر باشد چند سخنرانی از 1200 ساعت فیلم سخنرانی و آموزش توسط استاد را برای مردم دنیا پخش کنیم تا خودشان به قضاوت بنشینند و از تجربه حضور و عشق الهی بگویند و حظ شنیدن کلام و اندیشه ای ناب را از این معلم دوست داشتنیِ زندگی ببرند؟ چطور است فرصتی فراهم کنیم برای قشرهای مختلفی از جامعه تا به تأکيد شهادت ‌دهند که او داراي نيروهاي خارق العاده و قدرت عظيم روحي و شعور استثنايي است. همان کسانی که براي مدعاي خود به صدها تجربه و مشاهده حضوري خود و ديگران استناد مي‌کنند و نه تحقیق یک سال و نیمه در زندان اوین! آنها شديداً به اين موضوع اعتقاد دارند که کلام او داراي قدرت تغيير دهنده و بسيار اثرگذار است و اينکه کلمات او بسيار کارسازند و چيزهايي که مي‌گويد واقع مي‌شود. چرا با آنها مصاحبه نمی کنید؟ بعضي از گزارشها و تجربيات مذکور، تاکنون در چندين کتاب و در نشريات مختلف، بيان شده است. چندين کتاب درباره اعمال خارق العاده و توانايي‌هاي او نوشته شده است و فيلم‌هاي مستندي از شاهدان بسيارِ اين وقايع تهيه شده است.[1] چطور است چند تا از این فیلمها را پخش کنیم. البته بهتر است کسی باخبر نشود که پیش بینی علمی زلزله تهران و برنامه تغییر و پیشگیری از آن به خاطر پرونده سازی های امثال شما با بی اعتنایی و بی توجهی مسئولان مربوطه مواجه شده و معلوم نیست چه هزینه های هنگفتی در پی خواهد داشت. گرچه نمی دانیم با مستنداتی که درباره این موضوع در حال پخش است چه کنیم؟

می دانستید همان کتابی که جلدش را به عنوان کتاب ضاله چند سال پیش در شب نامه تان زدید[2] تا امروز در چه تیراژی چاپ شده و به فروش رفته؟ تلاش شما در نایاب کردن این کتاب کم نظیر بود. بعد از اینکه دوست شما در ویژه نامه جام جم (کژراهه) راه شما را ادامه داد و زندگی نامه تحریف شده ای از ایشان منتشر کرد هم سیلی از کتاب و فیلم درباره این موضوع راه افتاد. می دانستید که در راه حق و با هوشمندی ره پویان آن تهدیدها بدل به فرصتهای طلایی و با برکتی می شوند  و این خاصیت ذاتی حقیقت است که هر چه بیشتر به آن بپردازی آشکارتر می شود حتی اگر قصد و نیت شوم ویرانی، تخریب و تحریف در کار باشد. پس می بینید که باکی نیست. آقای شریعتنداری! تا جایی که میدان دارید بتازید و از همه توانتان برای تخریب و جعل و وارونه نمایی کمک بگیرد تا فردا پیش روی آن که خدا می دانیدش ( گرچه اعمال شما نشان از شیطان بودن خدایی که می پرستید دارد) شرمنده نباشید.

راستی از جوابیه خانم ا. نجفی چه خبر؟ مگر رسالت رسانه ای شما را موظف نکرده که جوابیه و در واقع تکذیبیه ایشان در رد مطلب کذب کیهان[3] را منتشر کنید. همان خانمی را می گویم که نویسندگان شما به جایش قلم فرسایی کردند و امضای ایشان را پایش انداختند و بعد هم شد نامه وارده در افشای رام الله!! این روش دیگر از سیاهی و سوختگی به ذغال شبیه شده و شما ناگزیر دوباره آزمودیدش؟ از شما به عنوان ارگان و سخنگوی دستگاههای امنیتی خودسر، انتظاری بیش از این می رفت.

چرا ننوشتید این دوستان جدید شما تازه از زندان آمده اند و هر کدام چند ماه را در انفرادی گذرانده اند و تحت چه فشارهایی بوده اند و از چه ترسانده شدند یا با کدام وعده تطمیع گشته اند؟ البته نیمه پنهان ستون «نیمه پنهان» سالهاست که آشکار شده و همه می دانند که جای توابینی است که همگی طبق فرمولی ثابت، سرِ راهشان به جهنم، سری هم به دفتر کیهان می زنند و در همکاری همه جانبه با این روزنامه و البته فقط هم همین روزنامه به افشاگری می پردازند. این بردگان جدید شما برخلاف ادعایی که کرده اند از اعضای ارشد نبودند  و البته آرزوی حضور در «حلقه مريدان خاص» را داشتند اما نابودی زندگی و جوانی؟!! البته اگر مرور تعمقی قرآن و آموزش روش های تفکر و تحقیق یعنی نابودی و ویرانی پس خوشا این نبودن. شما به عنوان مدیرمسئول فرقه کیهان به یاد دارید تشکیلات موسسه کیهان تا حالا چند نفر را نابود کرده و با خاک سیاه تحریف و جعل و پاپوش در گور کرده؟ فهرست بلندبالایی در لیست ترورهای فرهنگی شما به چشم می خورد که تقریبا هیچ روشنفکر و هنرمند و صاحبنظری در آن جا نیفتاده. ای کاش پس از این همه تلاش و در این یکسال و نیم تحقیق مستند در اوین و در جوار بازجویان! همانطور که استاد بارها گفتند فقط یک دروغ، یک گناه، یک اشتباه و یک انحراف و بدعت در دیدگاهها و کارهای ایشان پیدا می کردند تا ایشان طبق قول خودشان بقیه اتهامات را بپذیرند.

اما برای یکبار هم که شده راست گفتید. آنها باخته اند؛ آنها نجات روحشان را باخته اند و چه بدمعامله ای کرده اند. آبرو، دین، ایمان و روح را فروختن در ازای هر چه باشد ورشکستگی کامل است. باید دید آینده ای که کیهان سنگ بنای آغازش را می گذارد به سرانجامی جز سعید امامی هم می رسد؟

راستی شما به  «الاهیسم نوین» [4] اشاره کردید. چیزی از آن می دانید؟ آیا تاکنون شرح و دیدگاههای ایشان درباره لا اله الا هو را شنیده اید؟ «لااله الاالله؛ نظريۀ بنيادي زيستن»[5]  را خوانده اید؟ آنجا که می گوید : «....همۀ چيزهاي انكارشدني را انكار كن تا به آنچه انكارنشدني است نائل شوي. زيرا تا همۀ سايه‌ها را منكر نشوي، آفتاب را تجربه نخواهي كرد. تا همۀ خدايان دروغين را رد نكني، خداوند حقيقي را قبول نخواهي كرد. لااله. هيچ خدايي نيست الا الله. نمي‌تواني بگويي خداپرستم مگر آنكه همۀ بتهاي زندگي ات را شكسته باشي. بت پول، مقام‌، شهرت، شهوت و حتي بت خانواده، همسر، فرزند، برادر و خواهر. بت دنيا. اربابان دروغين را خلع کن و بگذار ربّ العالمين، پروردگار جهانيان ربّ تو باشد. اين لااله الاالله است. سرور تو خدا باشد نه غير خدا. اين لااله الاالله است. اين يک انتخاب از ميان انتخابهاي ممکن نيست بلکه تنها انتخاب ممکن است. زيرا احدي بجز خدا سرور و پادشاه و صاحب انسان نيست. لااله مي‌گويد براي هيچ احدي سجده نکن. در مقابل هيچ کس خم نشو. در برابر هيچ چيز دچار خودباختگي نشو. و الاالله مي‌گويد مگر فقط براي خدا. فقط براي خدا سجده کن. فقط خدا را بپرست. فقط در برابر خدا مي‌تواني دچار خودباختگي بشوي. اگر در برابر او خود را باختي، خدا را مي‌بري. اگر خودت را از دست دادي، خدا را به دست مي‌آوري. آيا کاري از اين بزرگتر وجود دارد؟..» اینها همان بدعت هاي ديني است؟

یعنی بعد از این همه سال تحقیق و تفحص نمی دانید تعلیم محوری ایشان «تسلیم و خدمتگزار خداوند بودن» است و رام الله یعنی تسلیم خداوند ؟ کسی که همه تعالیمش حول محور خدا و یگانگی و بازگشت به اوست و در معنای خدمتگزاری می گوید : «چه خدمتی برای خداوند از این بزرگتر است که تو خدایت را به خوبترین شکل ممکن، به جذاب ترین حالت ممکن به جهان معرفی کنی و او را آنطور که هست، دوست داشتنی ترین و خوبترین، معرفی کنی. پس اگر همۀ لحظات زندگی را در راه تحقق و بیان بسم الله الرحمن الرحیم صرف کنی، همۀ لحظات زندگی را به بهترین کار ممکن صرف کرده ای و بزرگترین پیروزی ممکن را کسب کرده ای.»، چنین کسی ادعای خدا بودن می کند؟ دو سال است که نوچه های رسانه ای شما فریاد می زنند که او چنین ادعایی دارد و حالا شما هم همان را نشخوار می کنید! این دیگر چه اتهام جنون آمیزی است که زده اید؟ لحظه ای به پیامدها و بازتابش فکر کرده اید؟ این درجه از بزرگنمایی در تاریخ هم سابقه ندارد. اگر او ادعای خدایی دارد پس «خدا با من است» را چرا تکرار می کند؟ معنای عبارت «رام الله»[6] که با این ادعا تناقض ذاتی دارد! چطور می شود هم بگویی که خدایی و هم بگویی تسلیم خدایی و هم ادعا کنی که خدا با توست! چطور می شود هم خدا باشی هم بنده خدا و هم تسلیم و خدمتگزار او!! اگر ادعای خدایی کرده بود که نیازی به دو سال شکنجه و تهدید و پرونده سازی و سیاه نمایی و این همه هزینه و خرابی نبود. دو روز هم برای احکام سنگین  ارتداد و کفر کافی بود که داستان حلاج دوباره تکرار شود . دو سال همه توان و نیرو را صرف کردید و شکنجه اش دادید که اعتراف کند خداست؟! فکر نکردید بعدش با کنجکاوی ها و حیرتهای افکار عمومی جهان چه می کنید؟ حداقل ادعاهایی را مطرح کنید که اندکی به عقل متوسط جمعی نزدیک باشند. دست پایین گرفتن سطح شعور مخاطبین هم اندازه ای دارد و اباطیل بافی هم حدی. واقعا این سندرم توهم توطئه و دروغ و تحریف با مشاعر انسان چه ها که نمی کند.  حالا حتی اگر شاگردان استاد بندگیش را هم بکنند چه جای شماتت است؟ مگر علی(ع) نگفت هر کس کلمه ای به من آموخت طوق بندگی برگردنم انداخت. حیف که بت شکنی ها و انکارهای او و همه چیز را در خدا دیدن و و خدایی کردن و اسم خدا را معتبر کردن فرصت کمی به ما می داد تا دستی را که رهنمونمان شد ببوسیم و بر پایی بیفتیم که آموخت به ما پیمودن مسیر زندگی متعالی را.

 

آقای شریعتنداری!

شما تا حالا قرآن خوانده اید؟ به آیه « سخرلکم مافی السماوات و مافی الارض» برنخورده اید؟ از فیض خداوند و قدرت دعا و توکل و ایمان چیزی می دانید؟ بله! شاهدان متعدد از ایشان اعمال حیرت انگیز بسیاری روایت کرده اند. به جز مواردی که به تکنولوژی باطنی مربوط بوده ایشان تاکید داشته اند که این گزارشات مستند و اعمالی که در آنها شرح داده شده کار من نیست و تنها کار خداست. در طول تاریخ بشریت صاحبان کرامت و برخورداران از برکت روح الهی کم نبوده اند و نیازی به ادعای خدایی هم نیست. این ها را زیر سوال بردن یعنی اصل آفرینش و دلیل وجودی بشر را زیر سوال بردن، یعنی مقام خلیفه اللهی انسان را منکر شدن! نکند شما هم با شیطان هم داستانید؟ اما درباره خفت که گفتید و حتما منظورتان زندان و شکنجه ها و شرایط فعلی ایشان است. بزرگان بسیاری را ظلم حاکمان، بخل حسودان و فریب مکاران به سیاهچاله ها انداخت و به زنجیر کشید.آیا از نظر شما آن بزرگان هم ... خفت از آن کسانی است که  از سر ناتوانی به زنجیر کردن اندیشه ها پناه می برند و برده تحجر و تعصب و قدرت و شهوتند.

و از ترس گفتید. راستی این دوستان شما چرا در دوازده روزی که عده ای از شاگردان استاد روزه دار در حرم امام بودند نیامدند که ارشادشان نمایند؟ چرا دزدانه و با فریب و تک تک آن هم سراغ زنان و دختران؟ واقعا چه کسی می ترسد؟ چه کسی از شناخته شدن ایلیا و انتشار دیدگاههایش وحشت دارد که دست به فیلتر می برد، مجوز کتب و نشریات را لغو می کند، جلوی سخنرانی ها را می گیرد، او را در زندان حبس می کند و ممنوع الجلسه و ممنوع القلم و ممنوع الملاقاتش می نماید؟ چه کسی از وحشت تهدید به ترور می کند و "چک سفید"[7] می خواهد؟ چرا پانزده سال است پیشنهاد مناظره را رد می کنید؟ چرا جلوی ارتباط با مسئولین و اطلاع رسانی به آنها را می گیرید؟  هر کس هم جای شما بود و چند سال بیت المال را خرج این نظریه کرده بود که ثابت کند خورشید نیست یا اگر هست سمی است و مرگ آور از بیرون آمدنش از پشت ابر می ترسید. اما چه می شود کرد اقای شریعنداری! تقدیر خداوند بر آن است که باطل ماندگار نماند...

گفتید مردمان را به زور چک و قسم اینجا نگه می دارند؟ اگر آن طور است که ادعا می کنید پس این بریدگان و به قول شما آسیب دیدگان با چکها چه کردند؟ نکند قسم هایشان را شکستند؟ بد نیست اشاره ای هم بکنید به روش های فرقه سربازان گمنام دایره مذاهب در بازیابی کامپیوتر ها و فیلم برداری از خصوصی ترین لحظات زندگی خانواده ها و بعد هم مجبور کردن آنها به انواع همکاری ها!! باز هم بگوییم آقای شریعنداری؟ بگوییم؟ اینها  شارلاتانیزم معنوی نیست؟ به اسم خدا به بنده خدا اتهام زدن و شکنجه دادن و اعتراف اجباری گرفتن شارلاتانیزم معنوی نیست؟ اینها همان کارهایی نیست که شما می کنید؟ گرچه از روزنامه ای که حدیث جعلی منتشر می کند و فریاد رجال سیاسی خفه می کنیمش دنیا را برمی دارد هیچ کاری بعید نیست. البته این کارها بیشتر به فاشیسم اسلامی شبیه است تا شارلاتانیزم معنوی!

از شما انتظار می رفت بعد از یکسال و نیم تحقیق مستند و حضور در جلسات بازجویی و شنود و بعد از ده ها سال دروغ پراکنی، متبحرانه تر این عملیات مقدس! افشاگری توابین را راهبرد نمایید.این بار هم باز بدون مدرک اتهام زدید و در بابش گفتید و بافتید. اما ما همان یک کلمه را می گوییم که شما مانند تمام این سالها دروغ می گویید و به عنوان اولین سری از اسناد این دروغگویی یک جلد کتاب از "دروغ های کیهان" را به یادگار می فرستیم. ان شاء الله فیلمش هم که آماده شد فراموشتان نمی کنیم. شما هم وقتی حرمت آبروی مومن که از خانه خدا هم  بالاتر است را می شکنید، ابابیلش را فراموش نکنید.

دنیا دار مکافات است و خدا برترین حسابگران. ما هم مدتهاست در انتظار مجازات کلاهبرداران دین و ایمان مردم هستیم و می دانیم چون شما از اسم خدا سوءاستفاده کردید پس کار شما با خداست و سرنوشتی عبرت آموز را برایتان پیش بینی می کنیم.

 

و مکروا ومکرالله والله خیرالماکرین

کانون مدافعان ایلیا

16 تیرماه 88



[1] بخشي از اين فيلم‌ها و کتابها در باره استاد روح الله و اعمال او مي‌باشد...

[2] اشاره است به کتاب جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول) که مجموعه ای از سخنرانی های استاد در سن 23 سالگی است.

[3] در 14 آذر 1385در سلسله مطالب پاورقي «نيمه پنهان» مطلبی با عنوان نامه وارده از یکی از به ظاهر فریبخوردگان جمعیت ال یاسین منتشر شد. فردی که این مطلب به نام او منتشر شده بود اظهار داشته که این مطالب را او ننوشته و بارها از مسئولان این روزنامه خواسته است تا بر طبق قانون مطبوعات تکذیبیه او را منتشر نمایند.

[4] تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند... (کتاب آمین- جلد اول)

[5] با الهام از «لا اله الا الله» - ایلیا «میم» (کتاب آمین- جلد اول)

[6] به معنای رام و تسلیم خداوند بودن

[7] در طی دو سال گذشته حجم بالایی از فشار ها و شکنجه ها به استاد برای ضبط فیلم عتراف اجباری بوده که به گفته دایره مذاهب چک سفید به نظام محسوب می شود و از مراجع بالای نظام دستور تهیه آن داده شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 6:8  توسط انجمن مدافعان ایلیا  |