و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود مىدانيد كتمان نكنيد (بقرة -42)
همواره در طول تاريخ تعاليم بزرگان و كلام خدا و كتب مقدس از تيغ تحريف دشمنان و منافقان در امان نبوده است. تا آنجا كه گفته مي شود، تحريف از آخرين حربه هاي شيطان است. چنانچه وقتي دشمنان اسلام نتوانستند، مستقيماً در آيات قرآن دخل و تصرفي داشته باشند، تلاش كردند تا با به كارگيري تكنيك هاي تحريف قرآن و كلام خدا را تخريب كنند. آيه اي از قرآن را برداشتند، آن را بزرگنمايي كردند، و چنين نتيجه گرفتند كه قرآن و اسلام آيين خشونت است... تحريف شكل ماهرانه اي از دروغ است. تحريف با حقايق بازي مي كند. از حقايق سو استفاده مي كند. بخشي از حقيقت را مي گيرد و ساير دروغ ها، برداشت ها، نتيجه گيري هاي عمدي خود را با آن تلفيق مي كند. و براي محق جلوه دادن خود، به اين موضوع استناد مي كند كه عين حقيقت را آورده است. اين روش دشمنان در برخورد با كلام خدا و تعاليم الهي است. به اسم «تحليل، نقد، تفسير» به«تحريف» مي پردازند. همه تحريفگران از فرمول معيني پيروي مي كنند و قصد همه آنها كتمان حقيقت و تحريف كلام خداست. امروزه شاهديم كه عده اي از حقه بازان براي تضعيف حركت هاي خداگرا، به تحريف تعاليم و ديدگاه هاي استاد فتاح (پيمان فتاحي) مي پردازند. ادعاها و تهمت هاي واهي دو وبلاگ به نام هاي «شيادان معنويت» و «نهضت انتظار»، به راحتي قابل تشخيص است و به نظر مي آيد كه پرداختن به تك تك آنها هرز زمان و يك بازي بيهوده است. لذا معرفي و افشاي فرمول ها و روش ها آنها براي خواننده آگاه كفايت مي كند. در ادامه به برخي از تكنيك هاي تحريف و مصاديق آن اشاره مي كنيم.
مروري بر روشهاي تحريف
1. تحريف لفظي
اضافه كردن يا كم كردن. بعضي از حروف يا كلمات يك جمله را تغيير دادن، برگردانيدن، سرنگوني و انحراف سخن. تحريف کننده از خود شاخ و برگهايي بر پيکره وقايع و حقايق اضافه مي کند و چهره روشن حقايق را تاريک و زشت ميسازد به عبارت ديگر لفظ را کم يا زياد ميکند يا ظاهر مطلبي را عوض ميکند.
2. تغيير لحن بيان (تاكيدي يا تمسخرآميز يا توهين آميز ... )
با لحن بيان ميتوان آن چه را كه از متن مد نظر است به شنونده القا كرد. مثلا لحن تاكيدي گوينده روي برخي جملات و كلمات يا نوع فعل و جمله بندي، يا لحن تمسخر آميز يا طنز آميز گوينده. چنانچه به كرات در اين وبلاگ ديده مي شود كه بخش هايي از كتاب جريان و سخنان استاد ايليا را به قصد تحريف و كتمان آن، با لحن تمسخر آميز بيان مي كند. اين عمل بيشتر از آنكه به تضعيف كلام و تحريف آن منجر شود، نويسنده اين وبلاگ و قصدهاي نهاني اربابان پشت پرده آن را زير سوال مي برد.
3. پاره حقيقت گويي
اگر مطلبي كه از نظر منبع ، محتواي پيام ، مجموعهاي به هم پيوسته و مرتب است بي آنكه مطالب قبل و بعد از آن، مورد توجه قرار گيرد، بخشي از آن نقل و بخشي نقل نشود، جهت و نتيجه پيام منحرف خواهد شد . بعنوان مثال كساني كه مدعي اند اسلام دين خشونت است در توجيه سخن خود قسمتي از قرآن را كه به قتال و جهاد با كافران فرمان داده بدون اشاره به پيش و پس آيه مربوطه و شأن نزول آن دليل خشونت دين اسلام ميدانند. مخاطبان اين سخنان كه اغلب ناآشنا و نامطلع از محتواي دين اسلام و قرآن هستند تحت تاثير اين تحريفات قرار ميگيرند.
با بررسي متون وبلاگ «شيادان معنويت»، ديده مي شود كه تكنيك پاره حقيقت گويي، پايه و اساس دروغپردازي و تحريفگري آن قرار گرفته است. نويسنده اين وبلاگ تنها بخش هايي از كتاب جريان و تعاليم و سخنان استاد فتاح را بر مي دارد، و آن را مبناي قضاوت و تحليل قرار مي دهد. بي آنكه قبل و بعد و مقصود كلام را حفظ كند، قبل و بعدي به آن اضافه مي كند و با نتيجه گيري عمدي خود، پيامي ديگر را به ذهن خواننده القا مي كند.
4. دروغ را در كنار چند راست قرار دادن
تاكتيكي كه بر اين اساس شكل گرفته اين است كه يك دروغ را در كنار چند راست قرار مي دهي به طوري كه نتوان دروغ بودن آن را در ميان راست ها متوجه شد. خواننده با اعتماد به درست بودن اطلاعات قبلي، اطلاعات جديد را گرچه ساختگي و دروغ است، باور ميكند.
5. اغراق، بزرگنمايي و كوچك نمايي
براي تحريف ميتوان عناصر مهم را حذف كرد و يا به ترتيب اهميت نشان داد. عناصر بياهميت را طوري تزئين نمود كه مهم بنظر برسند . ميتوان يك جنبه مسألهاي را ارائه كرد، در حالي كه جنبه ديگر را مورد بيتوجهي قرار دارد.
6. سفسطه ومغلطه كردن، پيچيده كردن موضوع براي عدم كشف حقيقت
يكي از راههاي كتمان حقيقت يا تحريف و مخدوش كردن حقايق، سفسطه و مغلطه كاري است. به اين معنا كه مطلب، مشخصا بي محتوا و فاقد پايه و اساس است اما با مغلطه كردن و پرگويي،پيچيده سخن گفتن، پشت سر هم و تند سخن گفتن، دلايل بي ربط به موضوع اما مشابه و اصطلاحا آسمان و ريسمان را به هم بافتن و معركه را شلوغ كردن در آخر به نتيجه اي ميرسد كه قانع كننده نيست اما چون مخاطب عام چيزي از جزييات بحث متوجه نشده و با سخنان به ظاهر مدلل(داراي دليل) نتيجه گيري شده و از كلمات ثقيل استفاده شده نتيجه را باور ميكند.
7. سواستفاده از ناآگاهي و بي اطلاعي مخاطب و دادن اطلاعات غلط و منحرف درباره موضوع
8. خرافه زايي و تبديل حقيقت به خرافه
اقداماتي جهت دور كردن اذهان عمومي از واقعيت و دور از دسترس و غير واقعي نشان دادن حقيقت. تحريف كنندگان با خرافه زايي از دين فقط كاركردي خرافه اي و ضد تعقل و خرد نشان ميدهند. در تكنيك خرافه زايي، افراد را نسبت به موضوع بدبين ميكند و همه چيز را توهمي و خيالي جلوه مي دهد. چنانچه ديده مي شود بسياري از دشمنان و منافقان اسلام، از چنين شيوه اي براي تحريف دين استفاده مي كنند.
بعنوان نمونه در مورد تسبيح انگشتي 12 دانه اي كه افراد خودشان از دانه هاي تسبيح تهيه و به دست ميكنند يا مهره هاي نقره اي و مسي از نقره فروشي ميخرند، آنرا انگشتر طلسم ميخواند كه استاد به نزديكان خود ميدهد و ادعا ميكند كه "اگر فرصت کنید و چند تا از این حلقه ها را از نزدیک بررسی کنید مشاهده خواهید کرد که داخل انها پر از نوشته های طلسم گونه است.با بررسی ساده و تطبیقی ان با متون طلسم نویسی رایج مانند "کنز الحسین" و "اسرار قاسمی" متوجه میشوید این طلسم از رایج ترین و متاسفانه خطرناکترین ( چون از موکل غیر ارگانیک استفاده میکند) نوع عقد محبت است."
نويسنده خود مي داند كه چنين ادعايي درباره تسبيح دروغ محض است. از انجايي كه نويسنده براي اثبات ادعاهاي واهي خود به كتاب جريان هدايت الهي استناد مي كند، چرا در اين مورد، واقعيت موجود درباره تسبيح كه صريحاً در كتاب جريان آمده است، كتمان مي كند؟! در كتاب جريان هدايت الهي و از قول استاد به دلايل انگشتي بودن تسبيح و فوايد آن اشاره شده است. تسبيح عامل تذكر و يادآوري و مانع فراموشي... تسبيح انگشتي مي تواند هميشه همراه شما باشد... تسبيح وسيله اي است براي كنترل ذهن. از جمله هماهنگي تفكر و سرعت ذهن با حركت دست. (صفحه 116 كتاب جريان) اين تسبيح انگشتي كه به دليل استقبال افراد ، باب شده و از اينرو به مانند نشانه اي براي شاگردان استاد درآمده در دست افرادي كه حتي هنوز به ديدار استاد نايل نشده اند هم ديده ميشود.
9. لوث كردن حقيقت
- آشكاري نابجاي حقيقت بدون سنجش شرايط زماني و مكاني
- تكرار بيش از حد
- چسبيدن به ظاهر معني و غفلت از باطن و مغز كلام
- عدم تناسب لحن بيان با اصل كلام
10. مونتاژ و چيدمان ساختگي
استفاده از مفاهيم يا وقايع يا تصاويري كه به تنهايي درست هستند اما با جهت گيري خاصي در كنار هم بگونه اي مونتاژ ميشوند كه در مجموع پيامي تحريفي به مخاطب القا مي كنند .اگرچه اجزاء آن دروغ نيست اما كليتش دروغ است. نويسنده اين وبلاگ، بخش هاي مجزايي از كتاب جريان و يا سخنان استاد فتاح را استخراج مي كند و در كنار هم قرار مي دهد. و با كنار هم گذاشتن آنها، يك نتيجه دروغ و جدا از قصد نويسنده القا مي كند.
11. در هم آميختن حق و باطل
وارد شدن دروغ، يا مخلوط شدن برداشتها، و قضاوتهاي نادرست و عدم وجود معيار تشخيص
12. تخريب و تضعيف بخشي از كلام به قصد زير سوال بردن ريشه و فلسفه كل موضوع
13. محدود نگري و تك بعدي ديدن
حقيقت را از يك زاويه ديدن و از همان بعد تعبير و تفسير كردن
14. تفسير به رأي و نتيجه گيري انحرافي
تفسير و توجيه جملات بر خلاف معاني واقعي آنها و نتيجه گيري متفاوت يا حتي متضاد با قصد و هدف گوينده اصلي مطلب. جملات را طوري تفسير و توجيه مي نمايد تا درست بر خلاف معاني واقعي آنها باشد در اينگونه موارد بيشتر بر روي عوامل وقايع و جملات ويا هدف آنها ميتوان مانور کرد. "هركسي از ظن خود شد يار من " مصداقي از برداشتهاي شخصي و تفاسير به رأي است. حال آنكه در موضوعات مهم و غير فردي براي نتيجه گيري نياز به اطلاعات جامع و كافي و پرهيز از اعمال سليقه هاي شخصي است.
15 . ...
حال آنكه:
تعاليم بزرگان ژرف و عميق است . برداشتها عين واقعيت نيست.ضمن آنكه از نامحدود نمي توان تفسير و برداشتي داشت. مهمتر از همه اينكه اصل هماهنگي در ارائه تعاليم هميشه رعايت شده و عدم هماهنگي در انتقال آن موجب تحريف ميشود.


