توطئه گران و سناريوي برخورد با استاد ايليا از ابتدا ... تاكنون
(قسمت اول)
پس از سالهاي جستجو - که نه جستجويي عادي بلکه تفحصي محققانه بود - با انديشهها و نظرگاه هاي انديشمند و متفکري آشنا شديم که آموزه هايش ديگرگون مي نمود. استاد ايليا. ميم. رام الله (پیمان فتاحی) را بسان ديگر آموزگاران معنوي نيافتيم و آموزه هايش را بسان ايشان نديديم.
اين گفته ها از زبان كساني است كه نه مريدند و نه اهل مراديابي و مرادپرستي، نه شيفته و عاشق سينه چاک که چشم ببندند و عقل کور کنند و هر آنچه رخ داد بگذرند و بپذيرند، و نه خام و دنيا نديده که با اولين حرف زيبا و کلام اميد بخش، زندگي را به پاي صاحب سخن ريزند. تنها حقيقت جويانه در اين ساليان، راهها و روشهاي راستين توفيق را تفحص کرديم و از آنجا که جوينده يابنده است به جواهري اصل دست يازيديم.
شواهد گوياي آنند که استاد ایلیا که برخی شاگردان او را استاد فتاح می خوانند، آموزگاري را از جواني آغاز کرد و البته سحنان او آموزه هاي ژرف و پر مغز در چنان سنيني نشان از انديشه اي عميق و هوشمندي و درايتي بي نظير دارد. او سخنرانی های عمومیش را از سن نوزده سالگی با برگزاری کلاسها و سخنرانی ها در مجامع عمومی در تهران و شهرستان آغاز کرد و اکنون در 34 سالگی کارنامه کاری او آنچنان پربار است که که سخت در باور می گنجد جوانی در این سن چنین سابقه در عرصه فرهنگ، تحقیق، تدرسی و تفکر داشته باشد.
آنچه به نظرتان رسيد قسم کوچکي از فعاليت هاي استاد ايليا بود که از زبان شاگردان او آورده شد که جملگي گوياي درايت و خردمندي اين بزرگمرد است. اما آنچه در اين سالها با وي و دوستانش کردند حکايتي ديگر دارد...
نگاهی گذرا به آنچه استاد کرد و آنچه بر او رفت ...
استاد فتاح از حدود 12 سال پیش، فعالیت رسمی خود را آغاز کرد. وی که در همکاری با موسسات فرهنگی، از جمله موسسه علم موفقیت، اوامر یاسین و... به فعالیتهای فرهنگی اشتغال داشت، عمده تلاش خود را بر جلب جوانان به واقعیتهای مذهب و معنویت و بازگشت به هویت راستین انسانی، متمرکز نمود چرا که بی هویتی را ریشه و پایه اصلی انحرافات، و دستیابی به پاسخی صحیح برای سوال «من کیستم؟» را درمان بسیاری از مشکلات ميدانست.
به کارگیری روشهای پویا و موثر، باعث استقبال بینظیر و چشمگیر جوانان از دورههای سخنرانی ایشان شد به طوری که طی مدتی کوتاه، این دورهها آنچنان فراگیر و تعداد مشتاقان چنان زیاد شد که دیگر امکان برگزاری جلسات در فرهنگسراها و سالنهای اجتماعات میسر نبود و برگزارکنندگان به استادیوم های بزرگ و چند هزار نفری روی آوردند. جلساتی در استادیومهای شهيد افراسيابي و حیدرنیا، در چند نوبت و با حضور چندین هزار نفر در هر بار برگزار شد اما همچنان پاسخگوی جمعیت نبود. در حال حاضر، بیش از صد هزار نفر، از طریق ثبت نام در دوره های فرهنگی موسسه علم موفقیت، هنرجوی این موسسه هستند، که تعداد بسیاری از آنها جزو شرکت کنندگان و فعالان این دورهها محسوب ميشوند.
عمده فعالیت صدها هنرجوی فعال، متمرکز بر امور تحقیقات و مطالعات است که بخش عمده این مطالعات توسط استاد فتاح، پایه ریزی، راهبرد و برنامه ریزی شده است. تاکنون نتایج این تحقیقات، به اشکال مختلفی در اختیار عموم قرار گرفته است که از آن جمله نشر دهها کتاب در زمینه های متنوع، انتشار چندین نشریه استثنایی و پربار، و تهیه صدها مقاله و کار تحقیقی است که در حال آماده سازی یا در آستانه انتشارند.
آثار سازنده و مثبت تلاش های استاد فتاح در حیطه فرهنگی و ارتقای بینش عمومی، بخصوص در جوانان، با استناد به شهادت هزاران شاهد و فعالیتهای موثر صدها محقق و نویسنده، چنان انکارناپذیر است که نیازی به اثبات ندارد اما متاسفانه با وجود اثر استثنایی و بی نظیر این تلاشهاي سازنده ، روند كار، پس از مدت کوتاهی، با انواع سنگ اندازیها مواجه شد. موسسات مذکور به زودی در معرض سوالات مسئولین قرار گرفتند مبنی بر اینکه شما چه ميکنید؟ در حال ترویج چه هستید؟ و قصد دارید با این همه هنرجو چکار کنید؟ استاد فتاح کیست؟ عقایدش چیست؟ و...
البته مشکلی برای پاسخگویی به این سوالات نبود چرا که بارها تصریح شده بود که عمده این فعالیتها، فرهنگی است و جنبه سیاسی ندارد. پاسخگوییها آغاز شد حتی در مواردی استاد فتاح شخصاً اقدام به برقراری ارتباط با اشخاصی از جمله آقایان دکتر لاریجانی، دکتر متکی، آیت ا... دری نجف آبادی نمودند تا شبهات به طور کامل رفع شود و ابهامات به سوء تفاهمات منجر نشود.
اما گویا برای عده ای سوء تفاهمات پیشتر ایجاد شده بود و براساس آنها اقداماتي نيز شکل گرفت. عمده نشریاتی که تصور ميشد با استاد فتاح مرتبط هستند به دلایل واهی تعطیل شدند، جلوی فعالیت نشرها گرفته شد، و غرفه نشرها را در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران بستند. شرح این برخوردها، تهديدات و تهمت زدنها طولانی است... [1]
ايليا در معرض تهديدات شديد
تهديد استاد ايليا، جو سازيها و عمليات تخريب از سال ها پيش شروع شد...
از همان ابتداي آغاز فعاليت اين رهبر جوان، به كرات تهديدات جاني و رواني به گوش مي رسيد. تهديد به ترور، اعدام از موارد رايجي بود كه ايليا. ميم. رام الله هميشه با آن روبه رو بود. تا جايي كه دامنه اين تهديدات به خانواده، عزيزان و همسر و فرزندان و حتي شاگردان ايشان ادامه يافت.
از آنجايي كه تهديدات عوامل مذكور در جلوگيري از اهداف و فعاليت هاي ايليا خللي وارد نكرد تهديدات رواني شدت گرفت. استاد ايليا بارها و بارها از سوي نهادهاي اطلاعاتي مورد تهديد قرار گرفت مبني بر اينكه در صورتي كه فعاليت هاي خود را متوقف نكند و به اوامر قدرت هاي پشت پرده، گوش فرا ندهد، اقداماتي را جهت ترور شخصيت او به مرحله اجرا در مي آورند. از سوي برخي از عوامل وابسته به اداره برخورد، صريحاً اعلام شده بود كه از هر راهي و با استفاده از هر امكان و ابزاري به بدنام سازي تو دست مي زنيم. همه تلاش مان را مي كنيم تا به هر شكل ممكن، آبرويت را ببريم و در ميان شاگردان، طرفداران و اذهان عمومي، بي اعتبارت كنيم...
عمليات ترور و تخريب كليد خورد...
توطئه کيهان و پرونده سازي هاي امنيتي
بعد از گذشت سال ها از پرونده قتل هاي زنجيره اي و افشا شدن نقش كيهان در دفاع از سعيد امامي، به كرات شاهديم كه اين روزنامه و ساير رسانه هاي وابسته به نهاد هاي امنيتي – اطلاعاتي، به طور موازي ماموريت تخريب و ترور را در قالب فعاليت هاي فرهنگي و رسانه اي عملي مي سازند.
ترفند قدرت هاي سياه براي بايکوت شخصيتهايي بسان استاد ايليا (پیمان فتاحی) امر پنهاني نيست. بر آنها هم که اندکي در جريانات و فضاي غيرفرهنگي متصديان فرهنگ ايران در دو سال اخير هستند پوشيده نيست که چند نهاد به اصطلاح فرهنگي در همکاري با شماري از مطبوعات و در راس آن کيهان - که از ابزار شناخته شده تخريب چهره و جوسازي در ايران است - دست به دست هم داده اند تا به خيالشان ريشه هر چه تفکرات آزاد معنوي و ديني است را به اسم جريانات انحرافي بخشکانند. اينها خشک و تر را با هم مي سوزانند. استاد ايليا يکي از افرادي است که چنديست مورد هجوم کذب نويسان کيهان و دارو دسته اش بوده است.
هر انگي خواستند چسباندند و هر تهمت و افترايي خواستند زدند بلکه با تخريب چهره ايشان به مقاصد شومشان برسند ليکن کارساز نشد که نشد. از اين رو به دستور برخي از عوامل اداره برخورد، ديگر نشريه ها و خبرگزاري هاي وابسته، و ديگر شخصيت هاي سياسي و فرهنگي تحت نفوذشان، وارد صحنه شدند و اعلام کردند هر کس ديدگاه شاخصي دارد و حرفي قابل توجه در حوزه فرهنگ، تفكر و معنويت مي زند، جريان انحرافي است و بايد با آن مقابله شود...
و بعد از انتشار دروغ ها و مطالب کذب بدون سند و مدرک ، نويسندگان مجهول الهويه گوشه اي از پروژه تخريب ايليا را ادامه دادند. اشخاصي که خود را فرد دلسوز مي نماياندند و ادعا مي کردند که کاملا شخصي و براي روشن کردن و آگاه سازي مردم مي نويسند، در اقدامي تشکيلاتي که تنها با برنامه هاي امثال كيهان و سعيد امامي مشابهت دارد در وبلاگ هايي با هدف به اصطلاح شستشوي اذهان عموم تلاش هاي فراواني كردند...
چنانچه مي دانيم در چنين عملياتي، مافياي رسانه اي دخيل است. ابتدا هدف تعيين مي شود و سپس رسانه هاي سردسته اين باند مافيايي، با دروغپردازي و تهمت و افترا، طي يك پروژه برنامه ريزي شده، سوژه مورد نظر را مورد هدف قرار مي دهند سپس ساير حلقه هاي وابسته به آنها وارد ميدان مي شوند و عمليات سياه را گسترش مي دهند. سپس چندي بعد از بسترسازي هاي لازم و آماده سازي اذهان عمومي، نهادهاي امنيتي اقدامات جدي تري از جمله دستگيري و بازداشت هاي طولاني مدت را به مرحله اجرا در مي آورند.
ربودن ايليا
اما همه اين اقدامات از پيش برنامه ريزي شده، به این نقطه منجر شد که وزارت اطلاعات در هفتم خردادماه 86 اقدام به دستگیری استاد فتاح و سپس چند تن از اعضای موثر موسسه علم موفقیت نمود که از شاگردان ایشان محسوب ميشوند. در مقاطع اولیه اینطور عنوان شد که اتهام ایشان اقدام علیه امنیت ملی است اما ظاهراً پس از چندی و با بررسی صاحبنظران مشخص شد که نمی توان چنین اتهامی را متوجه استاد فتاح نمود. لذا اتهام فرقه سازي مطرح شد و البته نقطه استناد این اتهام نیز تبعیت نسبی و ابراز ارادت عده ای از شاگردان و توصیفات آنها از استاد بود. ایشان را دستگیر کردند و قصدشان را نابودی این جریان فرهنگی (به قول خودشان فرقه) و تخریب چهره استاد فتاح به عنوان رأس این جریان فرهنگی، قرار دادهاند.
6 ماه از بازداشت ایشان به طول انجاميد كه 4 ماه آن در سلول انفرادی بند 209 اوین گذشت. گزارشها و اخباری که از زندانیان آزاد شده اوین مي رسيد حاکی از آن بود که ایشان در تمام این 6 ماه تحت شدیدترین شکنجه های روحی و روانی قرار داشتند تا با همکاری با بازجویان به تهیه فیلم اعتراف تن دهند. اتهاماتی که متوجه ایشان شد کتاب جریان هدایت، بدعتگذاری در دین و مسیحیت گرایی می باشد.
خبرهاي رسيده از وضعیت جسمی نامساعد ایشان حکایت مي كرد. طبق گزارشات و اخبار از منابع آگاه که برخي از آنان به گزارش سازمان هاي حقوق بشر و در گفتگویی با رادیو فردا اعلام شده بود، وضعيت جسمی استاد ايليا بر اثر فشارها و شكنجه هاي رواني، نامناسب و وخیم گزارش شد. با وجودی که پیش از بازداشت ایشان نه تنها بیمار نبودند که از وضعیت جسمی بسیار خوبی برخوردار بودند، در طول بازداشت چند ماهي از ناحيه گوش و بيني دچار خونريزي شدند، تهوع مستمر داشتند و خون بالا مي آورند، در ادرار ايشان نيز خون ديده شده بود که همگي نشانه های بارز مسمویت بود....
استاد ايليا به زنداني بزرگ تر وارد شد...
با گذشت شش ماه فشار جسمي و رواني در بازداشتگاه امنيتي 209 و تلاش هاي پي گير شاگردان و دوستداران، و رقع اتهامات وارده، استاد ايليا با رای قوه قضاییه و به قید وثیقه آزاد شد.
گفته می شود با وجود اثبات بی گناهی و رفع اتهامات وارده از این رهبر جوان، استاد ايليا (پیمان فتاحی) در حال حاضر اجازه خروج از کشور، برگزاری جلسات سخنرانی و حتی حضور دوباره در جمع شاگردانشان را نیز ندارد.
سياه نمايي رسانه هاي وابسته و تشديد عمليات تخريب بعد از آزادي ايليا
اقدامات اخير رسانه هاي وابسته به اداره برخورد و شدت يافتن عمليات تخريبي بعد از آزادي استاد ايليا، حکايت از نگراني هاي شديد توطئه گران در ناسرانجام ماندن طرح هاي ئوطئه (...) عليه ايليا دارد.
چنانچه خوانديم، تهديد استاد به تخريب و ترور شخصيت از سال ها پيش صورت مي گرفته است. حال با توجه به اينکه در طول 6 ماه زنداني بودن ايليا، عوامل دستگيري ايشان هيچ مدرک قابل توجيهي براي ارائه به مراجع قضايي پيدا نکرده اند پيش بيني مي شود برنامه هاي تخريبي گسترده تري عليه اين متفکر و تئوريسين برجسته به مرحله اجرا درآيد.
پر واضح است كه اين حرکت هاي تخريبي با هدف ترور شخصيت اين استاد جوان صورت مي گيرد، از سطح وبلاگ ها و رسانه هاي وابسته به اداره برخورد، به خبرگزاري ها و سايت هاي رسمي و دولتي کشانده شده باشد. کما اينکه در هفته گذشته شاهد آن بوديم که برخي روزنامه ها، خبرگزاري ها و سايتهاي وابسته به دولت، اقدام به انتشار مطالب تخريبي و خلاف واقع بر عليه استاد فتاح کردند.
فيلم جعلي و مونتاژ شده اعترافات دروغين استاد ايليا؛
پازلي از پروژه ترور شخصيت ايليا
خبرهاي شنيده حاكي از آن است كه برخي از عوامل اداره مذكور، فيلمي جعلي و مونتاژ شده از ايشان تهيه كرده اند و همه اين اقدامات به قصد تحريف هويت و خدشه به سابقه فعاليتي ايشان در اذهان عمومي صورت گرفته است. از سويي ديگر چندي پيش انجمن دفاع از زندانيان و مراكز حقوق بشر گزارشي از فيلم بازجويي و شكنجه استاد ايليا دادند.
بر اساس اين گزارش فيلم شكنجه استاد ايليا (پيمان فتاحي) و بازجويي هايي كه از ايشان به عمل آمده است، از طريق موبايل، ضبط شده و به بيرون از زندان منتقل شده است.
طبق گفته هاي چند شاهد عيني، در فيلم شكنجه هاي پيمان فتاحي، مشاهده مي شود كه ايشان تحت شكنجه هاي رواني و فيزيكي يكي از بازجويان دستگاه هاي امنيتي، قرار گرفته اند. در گفته هاي اين مامور اطلاعاتي لحن ارعاب و تهديد همراه با اجبار و ديكته كردن سناريويي از پيش نوشته شده به چشم مي خورد. در اين فيلم، بازجو از او مي خواهد كه درباره فشارها و شكنجه هايي كه در اين مدت، خود و شاگردانش متحمل شده ، سكوت كرده و اينطور وانمود كند كه شرايط زندان خوب بوده و به هيچ يك از رفتارهاي غير قانوني و غير انساني مامورين دستگاه هاي امنيتي، اشاره اي نكند.
برخي آگاهان معتقدند همه اين تهديدات و فشارهاي رواني و فيزيكي تلاشي است براي اينكه او همه حقايق گذشته و سابقه فعاليتي و حتي شخصيت واقعي خود را انكار كند و همه حقايقي را كه تا ديروز بر اطرافيان عيان بوده است، زير سوال ببرد و همه چيز را دروغ جلوه دهد.
اين روش اعترافگيري و ساخت فيلم هاي مونتاژ شده، الگويي است كه ماموران اطلاعاتي از دهه هاي پيش تا به حال آن را دنبال كرده اند. شيوه اي كه به هويت سوزي و تحريف گذشته فرد معروف است و اينك مي خواهند اين سناريوي تكراري را بر عليه استاد ايليا به مرحله عمل در آورند. [2]
به گفته «پايگاه اطلاع رساني ياسين»، عمليات تخريبي اخير دور از ذهن نبوده است. چنانچه از مدت ها پيش بارها استاد ايليا از سوي عوامل وابسته به اداره با برخورد تهديد شده بودند که از هر راهي آبرويت را مي بريم و به هر شکل ممکن که بتوانيم بي اعتبارت مي کنيم ... و هم اكنون ساخت فيلم مونتاژ اعترافات دروغين استاد ايليا يكي از بذرهاي اين توطئه ها است.
عمليات تخريبي و ترور شخصيت استاد ايليا به چه منظور صورت مي گيرد؟
هدف اساسي در ترور شخصيت، تسخير افکار عمومي و تغيير نگرش و رفتار مخاطبان است. چنانچه تخريب شخصيت و منزلت فرد و تحريف آراء و افکار وي با موفقيت صورت بگيرد و افکار عمومي تبليغات منفي عليه او را باور کنند، نسبت به وي بي اعتماد شده حتي ممکن است عليه او تحريک شوند. ترور شخصيت، همواره در طول تاريخ به شكل هاي مختلف عليه نخبگان، شخصيت هاي برجسته و محبوب، بزرگان و حتي پيامبران و ائمه نيز وجود داشته است و هيچ يك از آنها از چنين اقداماتي در امان نبوده اند.
تمام اتهامات واهي و دروغپراكني هايي كه امروز با الفاظ خداپسندانه آراسته مي شوند و اصطلاحاتي كه اين چنين باب شده است، هويتي واقعي ندارد و مانند ساير برچسب ها هويت ساختگي و دروغين را با خود حمل مي كند. هويتي كه براي تحقق اهدافي ديگر طراحي شده است...
با توجه به نحوه برخوردهاي اخير و فاصله آن با الگوهاي برخوردي بزرگان و ائمه اسلام، و عملكردهايي متناقض با قرآن، ديگر دور از ذهن نيست كه چنين اقداماتي هدفي جز آنچه در ظاهر نمايان است، دنبال مي كند. هدفي كه بيشتر از آنكه دغدغه جلوگيري از جريانات و عقايد انحرافي را دنبال كند، اهداف سياسي و امنيتي برخي از محافل قدرت را در بر مي گيرد. اقداماتي كه هدف اصلي آن جنبه سركوب گري و تخريب است. اقداماتي كه هدفش مقابله با شيادان معنويت نيست بلكه با هدف ترور معنويت صورت مي گيرد. چرا كه راه شيادان و اراذل و اوباش در عرصه هاي مختلف باز است و اكنون اين جمعت هاي خداگرا هستند كه از سوي تروريست هاي معنويت در معرض خطرات و تهديدات جاني و رواني قرار گرفته اند...
اين تنها گوشه اي کوچک بود از حديث مفصلي که مدتي است، ابعاد جديدي پيدا کرده است. قصد داريم در آينده بخشهاي ديگري از اين توطئه ها را برايتان بازگو کنيم تا با افشاي توطئه ها و روش هاي تروريست هاي معنويت، آنچه در حال وقوع است را به اطلاع و آگاهي مخاطبان برسانيم.
ادامه دارد...
[1] برگرفته از مقدمه کتاب «به کدامین گناه؟» که حاوی بخشی از پرونده کاری استاد فتاح می باشد
[2] انجمن دفاع از زندانيان سياسي و حقوق بشر - www.anjomane-d-mataleb.blogstop.com


