<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>انجمن مدافعان ایلیا</title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/</link>
<description>انجمن مدافعان ایلیا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 Sep 2009 15:30:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=3&gt;سخنی با یاران ایلیا، خطاب به ابائیون&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;با سلام به دوستداران حقيقت، يك سال بعد از انتشار و پخش ويژه نامه كژراهه دايره مذاهب وزارت اطلاعات مجدداً اقدام به چاپ كژراهه ديگري به نام سراب زده و به خيال خود به واكنش هاي ويژه نامه كژراهه پاسخ داده و حرف آخر را زده. اما مي بينيم كه دايره مذاهب در پيچ و خم هاي مسير انحرافي كه براي شاگردان استاد ايليا ايجاد كرده گم شده و دست آخر به هذيان گويي دچار شده. در صفحه 4 نشريه سراب درمتن، يك پيام دلگرم كننده براي موسسه جام جم اينطور قلمداد شده كه &quot;روشنگري نسبت به انديشه هاي باطل و تفكرات انحرافي و بر ملا ساختن آن براي نسل جوان، نسل تشنه معارف ناب و عرفان هاي حقيقي و زلال، يك رسالت ديني براي اهل قلم و مجاهدت بزرگ در عرصه فرهنگي كشور است.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;سؤال اين است آيا كسي كه تشنه حقيقت است ممكن است در دام دروغ اسير شود؟ مسلماً خير. چون او براي يافتن حقيقت همه جا را مي گردد و به تمام سخنها گوش مي دهد و از بين آنها بهترين را انتخاب مي كند و تنها سخني كه به دل جويندگان حقيقت مي نشيند حرف حق است. آنها وقتي حقيقي ترين سخن را بشنوند ميخ كوب مي شوند، نه هر حرفي كه بشنوند!! حالا بايد پرسيد كه دايره مذاهب با آلت دست قراردادن جام جم در اين مدت به پخش چه چيزي مشغول بوده؟ اگر طبق ادعاي خودتان درحال اشاعه نابترين و حقيقي ترين معارف بوديد پس چرا براي اينكه جوانان را به سمت اسلام و پذيرش قوانين و قواعد اسلامي بكشانيد دست به خشن ترين كارها مي زنيد و با زور و اجبار و قل و زنجير مي خواهيد كه جوانان را تابع انديشه هاي خودتان كنيد؟ آيا تشنگان حقيقت از حقيقت گريزان اند يا اينكه از دروغ و تناقض ها مي گريزند؟ كاري كه دايره مذاهب انجام داده دروغ جلوه دادن حقيقت است. به عنوان مثال يكي از دروغها و تناقض هاي دايره مذاهب اين است كه در نشريه پر از كينه، نفرت و حسادت سراب در صفحه 5 نوشته كه &quot; شايد يكي از سؤالات منتقدان اين باشد كه چگونه نويسندگان كژراهه به اطلاعات مورد نظر در مورد فرق انحرافي دسترسي پبدا كردند. توجه به اين نكته الزامي است يكي از مهمترين وظايف خبرنگاران كسب خبر و اطلاع از حواشي و متن حوادث است. تصور اينكه، تهيه كنندگان اخبار و گزارش هاي ويژه نامه، بر صندلي هاي خود آرميده اند و منتظر دريافت اطلاعات حاضر و آماده اي از مراكز مختلف هستند، گمان باطلي است. مراجعه به سايت ها و وبلاگها رسمي و غير رسمي، محصولات فرهنگي منتشر شده، حضور در جلسات فرقه ها، مصاحبه با هوادران و مخالفان فرقه هاي انحرافي، مي تواند به عنوان منبع مورد استفاده قرارگيرد. بطور قطع و يقين، تامين محتواي بسياري از گزارش هاي ويژه نامه كژراهه با مراجعه به منابع مورد اشاره صورت گرفته است.&quot; و بعد در همان نشريه در صحفه 39 گفته &quot; در توضيح بايد بگوييم كه اطلاعات مورد نظر از طريق نزديكان و برخي از شاگردان سابق ايليا كه اكنون متوجه اشتباه خود شده اند اخذ شده است.&quot; بالا خره ما متوجه نشديم كه دايره مذاهب چه چيزي را مي خواهد بيان كند؟ اينكه اِبا هم در استفاده از رايانه توانمند است و يا سواد محصولات فرهنگي را دارد و يا تنبل و تن پرور نيست يا اينكه تمام اطلاعات دايره مذاهب از طريق جاسوسان و مزدورانش كه ماهيت آنها براي شاگردان استاد ايليا شناخته شده است به دستشان رسيده؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;شما حتي در مورد عملكرد خودتان هم دروغ مي گوييد چطور ممكن است در مورد عملكرد ديگران كه نظر مساعدي نسبت به آنها نداريد راست بگوييد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;يكي ديگر از تلاش مذبوحانه شما در مخوف جلوه دادن چهره استاد ايليا اين است كه مرگ پيما الهي را مرگ مشكوك معرفي ميكنيد در حالي كه ما مي دانيم ايشان به همراه 4 نفر ديگر در سانحه تصادف اتومبيل كشته شده اند و خانواده پيما الهي هم شهادت ميدهند كه اينطور بوده .كجاي اين مرگ مشكوك است. منظور شما از تكرار &quot; مرگ مشكوك پيما الهي&quot; چيست؟ تهي بودن دست شما در تخريب شخصيت استاد ايليا به قدري مشخص است كه براي بد جلوه دادن ايشان مي گوييد كه اگر شاگردان او از وضعيت خانوادگي و محيط تربيتي و تحصيلي و پيشنه او، آگاه مي شدند هيچ يك از مريدان لحظه اي هم حاضر نمي شدند او را نگاه كنند. آيا اينكه او اهل كرمانشاه است و يا فرزند يك خانواده پر اولاد است و درمدرسه نوبنياد 22 بهمن درس خوانده، سربازي اش را خريده و مريض بوده رفته دكتر، موضوع وحشتناكي است كه شاگردان او بايد پا به فرار بگذارند؟! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;پيشنهاد من به دايره مذاهب اين است كه دست از اين سنگ اندازي ها برداريد. زيرا سنگي كه به هدف نشانه گيري خورشيد به آسمان پرتاب مي كنيد با سرعت و شدت بيشتري بر سرخودتان فرود خواهد آمد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 Sep 2009 15:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیانیه</title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cc0000 size=3 face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;بیانیه جمعي از نمايندگان و مسئولان مجموعه كانونهاي ال ياسين &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;بنام حقيقت هميشه زنده&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما جمعي از نمايندگان و مسئولان مجموعه كانونهاي ال ياسين ضمن محكوم كردن اقدامات غيرقانوني و غيرشرعي دايره مذاهب وزارت اطلاعات، عهد بسته ایم و تا آخرين نفس خود ايستاده ايم و اعلام ميكنيم در صورتي كه هر اتفاقي بيافتد؛ از پخش رسانه اي هر گونه اعترافاتي از استاد ايليا و تحريف و انكار ايشان (حتي توسط خودشان)، تا آزادي استاد از زندان با شدت بيشتري به معرفي ايشان، روشنگري ها و حمايت و دفاع خود از استاد و همچنين به مبارزه بي خشونت خود عليه دايره مذاهب كه اصلي ترين عضو پيكر طالبان مذهبي ايران است، ادامه خواهيم داد. بخشي از برنامه هاي اين مجموعه كه در حال انجام و گسترش است به شرح زير مي باشد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- افزایش تصاعدی جذب و فراخوان و تشکل کانونها &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- راه اندازي كانونهاي حمايتي - دفاعي با محوريت معرفي استاد ايليا و تعاليم و آثار او در سطح  شهرستانها&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- ايجاد کانونهاي دفاع از ايليا در سراسر جهان با الگوهاي متنوع و معلوم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4-شعبه زدن موسسات و فعال سازی در سطح دنیا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5- انتشار تعليمات و آثار ايليا «ميم» در سراسر جهان و بويژه ايران و عراق &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6- تکثير الگوي ايليا (الگوي تفکر، بينش و رفتار) در حداقل چهل نفر از مستعدين در جهان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7-راه اندازي کانون هاي دفاع از حقوق بشر&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8-تعامل گسترده با نهادها و مراکز حقوق بشر در ایران وجهان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9-راه اندازي انجمن دفاع از آزادي مذهب &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;10-راه اندازي انجمن دفاع از حقوق اقليتهاي مذهبي &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;11-راه اندازي انجمن دفاع از آزادي عقايد و مقابله با تفتيش عقايد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;12-همکاري و حمايت همه جانبه از کانون مدافعان حقوق بشر و کانون وکلاء&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;13-راه اندازی کانون های حمایتی خارج از کشور (هر گروه، حداقل یک کانون) &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;14-180 ايليا در قالب 180 نام مختلف در راستاي تكثير ايليا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;15-....&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;ياري از خداوند و پيروزي نزديك است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;جمعي از نمايندگان كانونهاي ال ياسين&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;بيستم تيرماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Jul 2009 05:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نامه سرگشاده خانم پریس کی نژاد (از اعضای مرکزی جمعیت ال یاسین) به رهبری</title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حضور محترم آيت الله خامنه اي&lt;BR&gt;سلام عليكم&lt;BR&gt;اينجانب پریس کی نژاد از شاگردان استاد الیاس رام الله (آقای فتاحی) هستم. امروز و در این نوشته میخواهم زبان کسی باشم که صدای او ظاهرا در دخمه های خوف انگیز زندان اوین خفه شده است و شکنجه گرانش گمان میکنند از پس آن دیوارهای قطور هیچ صدایی قابل شنیدن نیست و غافلند از آنکه هستند کسانی که فریادها را در سکوت میشنوند و امروز مسئولیت رساندن این صدا به بیرون بر عهده من گذاشته شده است. دریافت و کشف صحت گفته ها و ادعاهایی که در این نامه می آید برای شما بسیار ساده است اگر امینی را بر آن بگمارید.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=left&gt;&lt;BR&gt;سي و يكم خرداد ماه هشتاد و هشت&lt;BR&gt;پریس کی نژاد (عضو مرکزی جمعیت ال یاسین)&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;ایشان می گویند:&lt;BR&gt;پس از نوشتن اولین نامه ام به شما در سال 86 بازداشت شدم. از محورهای اصلی بازجوییها همان نامه بود.6 ماه شکنجه و فشار برای آنکه هزاران تجربه و محصول را انکار کنم. باید می گفتم دروغگو هستم و قصد مردم فریبی و سوءاستفاده داشته ام. شیطان هستم شیاد هستم با قدرت شیطانی کارهای خارق العاده میکنم ساحر و دیوانه هستم. اخباری را که درباره برخی حوادث مثل زلزله بم، یازدهم سپتامبرو... از مدتها پیش داده ام یا شیطان به من گفته و یا خارجی ها اطلاع داده اند. انحراف داشته ام قصدم نفسانیات بوده. باید می گفتم میخواستم در آینده بگویم مسیح هستم. قصدم حکومت بوده میخواستم برعلیه نظام واسلام توطئه کنم .باید توبه میکردم اما وقتی میپرسیدم از چه چیزی؟ میگفتند هرچه. بالاخره درزندگی ات یک گناه هم نکرده ای؟ از هر چیزی. گفتم اگر یک خلاف ویا یک سوء استفاده نشان دادید همه را می پذیرم اما نتوانستند. میگفتند خودت بگو.&lt;BR&gt;گفتند ما نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم و بگوییم ادعاهای قبلی مان درباره شما اشتباه بوده است. از صدها صفحه بازجویی فقط چند جمله را به مسئولین نشان میدهیم. کلید مغز مسئولین دست ماست هرطور بخواهیم میچرخانیم. شما را بدتر از بهائیت و مجاهدین خلق و توده ای ها معرفی کرده ایم نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم. آنچنان شما را پیش بیت، مسئولین امنیتی و قضایی بدنام کرده‌ایم که اگر نزدیک آنها هم بشوید فورا شما را دستگیر میکنند. باید زیر برگه هایی را امضا میکردم که نمیدانستم چیست و اگر نمیکردم شاگردان و خانواده ام در خطر می افتادند. میگفتند دفاع یعنی علیه حکومت اسلامی برخاستن. گفتند و تاکید کردند که به دستور حاکمیت و به عنوان کلیدی در دست ولی امر مسلمین باید فیلمی ضبط کنی که بعدها روشن شد به بدترین شکل ممکن مونتاژ و جعل شده و بدترین و دروغ ترین استفاده ها از آن شده است. خبر از فیلم وبولتنی محرمانه دادند که اگر خودت هم ببینی خود را انکار میکنی. مدتها دچار خونریزی های شدید بودم ونهایتا پس از 6 ماه زندان انفرادی گفتند آزادی و هیچ جرم خاصی به جز جمعیت اطرافم مطرح نشد.&lt;BR&gt;بعد ازگذشت چند ماه دوباره مرا به زندان آورده اند و شکنجه می‌کنند، شاگردانم را برای اعمال فشار بر من دستگیر کرده‌اند. در بدترین شرایط ممکن و محروم از ابتدایی ترین حقوق یک زندانی نگهداری می شوم و مبتلا به مشکلات قلبی و تنفسی شده ام. تا به امروز بیش از 5 ماه است که در سلول انفرادی و در شرایطی خاص محبوس هستم بیشتر از دوماه در سلولی با تعداد زیادی موش، بدون هواخوری و اعمال شکنجه های سخت روحی و جسمی بوده ام. در حال حاضر هم در شرایط مشابهی بسر می برم. دوباره موضوع دادن چک سفید به نظام مطرح شده تا خیالشان از بابت من راحت شود. اما این بار با حکم شما وحکم مقام عالی قضایی بودند و گفته شد که باید دیکته شکنجه گران را تکرار کنم و جواب سئوالات را جلوی دوربین بدهم آنهم به شکلی که جوابها تامین کننده نظر حکومت باشد. گفته اند حکومت اراده کرده تو را نابود کند و باید به حکم قانون همکاری کنی. تو برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریب شوی. خودت همه چیز ا انکارکن ما هم پرونده را میبندیم. ما ابزارهای زیادی داریم صدها قلم به دست، رسانه های زیادی با ما کار میکنند. تلویزیون ورادیو داریم به راحتی با چند میزگرد وبرنامه خرابت می کنیم. حتی نظر حکومت این است که فیلم یا سریالی ساخته شود تا اسم و فکر تو نابود شود. در مجموع بیش از 320 روز برای ضبط چند فیلم و چند صدا شکنجه شده ام. برای اعترافات دروغی و توبه که معلوم نیست از چه چیزی باید توبه کنم و از شما طلب عفونمایم. مسئولین عالی بارها قسم خورده اند که اگر فیلم ضبط نکنم خانواده ام در بیرون کشته میشوند و همسرم را که در حال حاضر تنها سرپرست دو کودک شیرخوار و خردسال است بازداشت می کنند، که کردند. 25 جلسه شكنجه فيزیکی و روانی باعث نشد دیکته انها را تکرار کنم اما به واسطه حکم قانون انجام دادم.&lt;BR&gt;برای یازدهمین بار، وقتی نماینده شما حضور داشت نوشتم و گفتم که چرا مرا دو سال شکنجه دادند و فشار آوردند که اعتراف دروغین کنم و واقعیات را انکار کنم اما حتی یک دروغ، یک تحریف، یک بدعت و یک خلاف نشانم نمی دهند و می گویند خودت باید اعتراف کنی. به بازجویان گفته ام اگر یک جرم نشان دهید همه را میپذیرم. حدود 660روز است که همین را می گویم اما جواب فقط شکنجه و فحاشی رکیک به خانواده است. نماینده شما ساعتها با من حرف زد و دست آخر بدون جواب رفت.&lt;BR&gt;می گویند برای آزادی ات باید کمک کنی در تلویزیون حاضر شو و خودت خودت را تخریب کن اگرنه آنقدر اینجا نگهت می داریم تا بپوسی به مسئولین اعلام می کنیم که مخل امنیت هستی ببینیم آن وقت چه کسی جرات می کند پا جلو بگذارد و آزادت کند.&lt;BR&gt;پس از ماهها ممنوع الملاقات بودن، دو فرزند خردسالم را برای ملاقات آوردند به دلیل وضع ظاهری ام، مرا نشناختند، جلوی آنها با من برخورد خشن کردند و آنهم تبدیل به جلسه شکنجه شد. با عکسهای خانوادگی بازی می کنند. به بهانه بازرسی بدنی مجبورم می کنند که لخت شوم. بارها و بارها شکنجه شده ام که بگویم شکنجه نشده ام و جالب آنکه برخی مسئولین می آیند و می گویند شما اصلاً شکنجه نشده ای. مرتباً موضوع چک سفید به نظام را مطرح می کنند و می گویند برای نظام خطرناکی و باید در افکار عمومی تخریبت کنیم. بعد از این همه شکنجه فیزیکی و روانی تازه می گویند اگر همکاری نکنی طرفدارانت را درو می کنیم و جوی خون راه می اندازیم. می گویند مقامات را هر طور و در هر جهت که بخواهیم قانع می کنیم همه درها را هم بسته ایم و مسئولین را توجیه کرده ایم هر کس بخواهد از تو حمایت کند پایینش می کشیم پسر پیغمبر هم که باشد پایینش می کشیم.&lt;BR&gt;طی این ماهها صدها صفحه بازجویی شده ام. در نوشته هایم که در بازجویی ها مکتوب شده دست می برند و به عنوان مدارک و مستندات بر علیه من استفاده می کنند. سئوال شفاهی می پرسند و می گویند کتباً جواب بده وقتی جواب می دهم، روی برگه، سئوالی متفاوت با سئوال شفاهی می نویسند. چند بند از یک مطلب را در کپی حذف می کنند و معنی بندهای دیگر عوض می شود و آن را برای دادستان می فرستند. موردی که نیاز به یک صفحه جواب دارد، می گویند در یک خط جواب بده. صبح تا شب اجازه رفتن به دستشویی را نمی دهند تا زیر برگه هایی را که می خواهند امضا کنم و بگویم دستخط من است. خفه ام می کنند و می گویند بنویس که مدعی هستی. دفترچه تحقیقی و تفکری دوران نوجوانی را که علامت و باطل روی آن خورده و در بایگانی بوده برداشته اند در کپی علامت باطل و را حذف کرده اند و به عنوان سند خودپرستی من و ... به مسئولین نشان میدهند.&lt;BR&gt;در گذشته هم گفته ام من از خودشكني و خودانكاري اگر به مصلحت اسلام و باشد استقبال مي كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. عملکرد این آقایان در طول این دو سال باعث شد همه چیز از ابعاد مختلف چند برابر شود که شرح و مستندات آن موجود است اما اصرار دارند كه در اين باره حرفي نزنم. امروز اسلام دهها هزار نيروي جوان، متخصص، آزموده و اهل فكر و برنامه دارد اما سالهاست كه دوستان نادان كمر به نابودي آن بسته اند و متاسفانه در كار خود توفيقاتي هم داشته اند. باز هم تکرار میکنم اگر یک دروغ، یک بدعت و یک خلاف در زندگی ام نشانم بدهند آن وقت از هر اتهامی استقبال می کنم.&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV dir=rtl align=left&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تسلیم و خدمتگذار خداوند&lt;BR&gt;الیاس رام الله (فتاحی)&lt;BR&gt;سي ام خرداد ماه هشتاد و هشت&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Jul 2009 05:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT size=3&gt;چگونه &lt;I&gt;« کیهان»&lt;/I&gt; حقیقت را وارونه نشان می دهد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به جای جوابیه نامه وارده در ستون «نیمه پنهان» - مورخ 14 تیر 88 &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;کلامی با برادر حسین &quot;شریعتنداری&quot;!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;طی دوسال گذشته و در ولوله جهاد اکبرِ! مافیای رسانه های امنیتی ایران در تخریب و آبروبری از استاد ایلیا و جمعیت ال یاسین خبری از شما نبود؟ پشت جبهه مشغول خدمت بودید یا در ستاد فرماندهی مستقر در 209 عرق می ریختید؟ به هر حال ما به نمایندگی آمدیم تا حالی بپرسیم و اگر هم فرصتی شد مقداری بگیریم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; راستی گفتید ما صد نفریم؟ نظرتان چیست که برنامه جلسه استادیوم آزادی با حضور پیروان استاد که قرار بود 4 سال پیش برگزار شود دوباره اجرا شود؟ یک جایگاه ویژه هم برای شخص شما در نظر می گیریم. آن وقت شاید علم ریاضیات و آمار شما را از تفاوت 100 نفر با 100 هزار نفر مطلع کند. البته اگر نگویید مونتاژ است و شانتاژ است و ... گرچه این برای شما یک آوانتاژ است! شاید هم بهتر باشد چند سخنرانی از 1200 ساعت فیلم سخنرانی و آموزش توسط استاد را برای مردم دنیا پخش کنیم تا خودشان به قضاوت بنشینند و از تجربه حضور و عشق الهی بگویند و حظ شنیدن کلام و اندیشه ای ناب را از این معلم دوست داشتنیِ زندگی ببرند؟ چطور است فرصتی فراهم کنیم برای قشرهای مختلفی از جامعه تا به تأکيد شهادت ‌دهند که او داراي نيروهاي خارق العاده و قدرت عظيم روحي و شعور استثنايي است. همان کسانی که براي مدعاي خود به صدها تجربه و مشاهده حضوري خود و ديگران استناد مي‌کنند و نه تحقیق یک سال و نیمه در زندان اوین! آنها شديداً به اين موضوع اعتقاد دارند که کلام او داراي قدرت تغيير دهنده و بسيار اثرگذار است و اينکه کلمات او بسيار کارسازند و چيزهايي که مي‌گويد واقع مي‌شود. چرا با آنها مصاحبه نمی کنید؟ بعضي از گزارشها و تجربيات مذکور، تاکنون در چندين کتاب و در نشريات مختلف، بيان شده است. چندين کتاب درباره اعمال خارق العاده و توانايي‌هاي او نوشته شده است و فيلم‌هاي مستندي از شاهدان بسيارِ اين وقايع تهيه شده است.&lt;A name=_ftnref1&gt;[1]&lt;/A&gt; چطور است چند تا از این فیلمها را پخش کنیم. البته بهتر است کسی باخبر نشود که پیش بینی علمی زلزله تهران و برنامه تغییر و پیشگیری از آن به خاطر پرونده سازی های امثال شما با بی اعتنایی و بی توجهی مسئولان مربوطه مواجه شده و معلوم نیست چه هزینه های هنگفتی در پی خواهد داشت. گرچه نمی دانیم با مستنداتی که درباره این موضوع در حال پخش است چه کنیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;می دانستید همان کتابی که جلدش را به عنوان کتاب ضاله چند سال پیش در شب نامه تان زدید&lt;A name=_ftnref2&gt;[2]&lt;/A&gt; تا امروز در چه تیراژی چاپ شده و به فروش رفته؟ تلاش شما در نایاب کردن این کتاب کم نظیر بود. بعد از اینکه دوست شما در ویژه نامه جام جم (کژراهه) راه شما را ادامه داد و زندگی نامه تحریف شده ای از ایشان منتشر کرد هم سیلی از کتاب و فیلم درباره این موضوع راه افتاد. می دانستید که در راه حق و با هوشمندی ره پویان آن تهدیدها بدل به فرصتهای طلایی و با برکتی می شوند  و این خاصیت ذاتی حقیقت است که هر چه بیشتر به آن بپردازی آشکارتر می شود حتی اگر قصد و نیت شوم ویرانی، تخریب و تحریف در کار باشد. پس می بینید که باکی نیست. آقای شریعتنداری! تا جایی که میدان دارید بتازید و از همه توانتان برای تخریب و جعل و وارونه نمایی کمک بگیرد تا فردا پیش روی آن که خدا می دانیدش ( گرچه اعمال شما نشان از شیطان بودن خدایی که می پرستید دارد) شرمنده نباشید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راستی از جوابیه خانم ا. نجفی چه خبر؟ مگر رسالت رسانه ای شما را موظف نکرده که جوابیه و در واقع تکذیبیه ایشان در رد مطلب کذب کیهان&lt;A name=_ftnref3&gt;[3]&lt;/A&gt; را منتشر کنید. همان خانمی را می گویم که نویسندگان شما به جایش قلم فرسایی کردند و امضای ایشان را پایش انداختند و بعد هم شد نامه وارده در افشای رام الله!! این روش دیگر از سیاهی و سوختگی به ذغال شبیه شده و شما ناگزیر دوباره آزمودیدش؟ از شما به عنوان ارگان و سخنگوی دستگاههای امنیتی خودسر، انتظاری بیش از این می رفت. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چرا ننوشتید این دوستان جدید شما تازه از زندان آمده اند و هر کدام چند ماه را در انفرادی گذرانده اند و تحت چه فشارهایی بوده اند و از چه ترسانده شدند یا با کدام وعده تطمیع گشته اند؟ البته نیمه پنهان ستون «نیمه پنهان» سالهاست که آشکار شده و همه می دانند که جای توابینی است که همگی طبق فرمولی ثابت، سرِ راهشان به جهنم، سری هم به دفتر کیهان می زنند و در همکاری همه جانبه با این روزنامه و البته فقط هم همین روزنامه به افشاگری می پردازند. این بردگان جدید شما برخلاف ادعایی که کرده اند از اعضای ارشد نبودند  و البته آرزوی حضور در «حلقه مريدان خاص» را داشتند اما نابودی زندگی و جوانی؟!! البته اگر مرور تعمقی قرآن و آموزش روش های تفکر و تحقیق یعنی نابودی و ویرانی پس خوشا این نبودن. شما به عنوان مدیرمسئول فرقه کیهان به یاد دارید تشکیلات موسسه کیهان تا حالا چند نفر را نابود کرده و با خاک سیاه تحریف و جعل و پاپوش در گور کرده؟ فهرست بلندبالایی در لیست ترورهای فرهنگی شما به چشم می خورد که تقریبا هیچ روشنفکر و هنرمند و صاحبنظری در آن جا نیفتاده. ای کاش پس از این همه تلاش و در این یکسال و نیم تحقیق مستند در اوین و در جوار بازجویان! همانطور که استاد بارها گفتند فقط یک دروغ، یک گناه، یک اشتباه و یک انحراف و بدعت در دیدگاهها و کارهای ایشان پیدا می کردند تا ایشان طبق قول خودشان بقیه اتهامات را بپذیرند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما برای یکبار هم که شده راست گفتید. آنها باخته اند؛ آنها نجات روحشان را باخته اند و چه بدمعامله ای کرده اند. آبرو، دین، ایمان و روح را فروختن در ازای هر چه باشد ورشکستگی کامل است. باید دید آینده ای که کیهان سنگ بنای آغازش را می گذارد به سرانجامی جز سعید امامی هم می رسد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;راستی شما به  «الاهیسم نوین» &lt;A name=_ftnref4&gt;[4]&lt;/A&gt; اشاره کردید. چیزی از آن می دانید؟ آیا تاکنون شرح و دیدگاههای ایشان درباره لا اله الا هو را شنیده اید؟ «لااله الاالله؛ نظريۀ بنيادي زيستن»&lt;A name=_ftnref5&gt;[5]&lt;/A&gt;  را خوانده اید؟ آنجا که می گوید : &lt;I&gt;«....همۀ چيزهاي انكارشدني را انكار كن تا به آنچه انكارنشدني است نائل شوي. زيرا تا همۀ سايه‌ها را منكر نشوي، آفتاب را تجربه نخواهي كرد. تا همۀ خدايان دروغين را رد نكني، خداوند حقيقي را قبول نخواهي كرد. لااله. هيچ خدايي نيست الا الله. نمي‌تواني بگويي خداپرستم مگر آنكه همۀ بتهاي زندگي ات را شكسته باشي. بت پول، مقام‌، شهرت، شهوت و حتي بت خانواده، همسر، فرزند، برادر و خواهر. بت دنيا. اربابان دروغين را خلع کن و بگذار ربّ العالمين، پروردگار جهانيان ربّ تو باشد. اين لااله الاالله است. سرور تو خدا باشد نه غير خدا. اين لااله الاالله است. اين يک انتخاب از ميان انتخابهاي ممکن نيست بلکه تنها انتخاب ممکن است. زيرا احدي بجز خدا سرور و پادشاه و صاحب انسان نيست. لااله مي‌گويد براي هيچ احدي سجده نکن. در مقابل هيچ کس خم نشو. در برابر هيچ چيز دچار خودباختگي نشو. و الاالله مي‌گويد مگر فقط براي خدا. فقط براي خدا سجده کن. فقط خدا را بپرست. فقط در برابر خدا مي‌تواني دچار خودباختگي بشوي. اگر در برابر او خود را باختي، خدا را مي‌بري. اگر خودت را از دست دادي، خدا را به دست مي‌آوري. آيا کاري از اين بزرگتر وجود دارد؟..» &lt;/I&gt;اینها همان بدعت هاي ديني است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یعنی بعد از این همه سال تحقیق و تفحص نمی دانید تعلیم محوری ایشان «تسلیم و خدمتگزار خداوند بودن» است و رام الله یعنی تسلیم خداوند ؟ کسی که همه تعالیمش حول محور خدا و یگانگی و بازگشت به اوست و در معنای خدمتگزاری می گوید : &lt;I&gt;«چه خدمتی برای خداوند از این بزرگتر است که تو خدایت را به خوبترین شکل ممکن، به جذاب ترین حالت ممکن به جهان معرفی کنی و او را آنطور که هست، دوست داشتنی ترین و خوبترین، معرفی کنی. پس اگر همۀ لحظات زندگی را در راه تحقق و بیان بسم الله الرحمن الرحیم صرف کنی، همۀ لحظات زندگی را به بهترین کار ممکن صرف کرده ای و بزرگترین پیروزی ممکن را کسب کرده ای.»، &lt;/I&gt;چنین کسی ادعای خدا بودن می کند؟ دو سال است که نوچه های رسانه ای شما فریاد می زنند که او چنین ادعایی دارد و حالا شما هم همان را نشخوار می کنید! این دیگر چه اتهام جنون آمیزی است که زده اید؟ لحظه ای به پیامدها و بازتابش فکر کرده اید؟ این درجه از بزرگنمایی در تاریخ هم سابقه ندارد. اگر او ادعای خدایی دارد پس «خدا با من است» را چرا تکرار می کند؟ معنای عبارت «رام الله»&lt;A name=_ftnref6&gt;[6]&lt;/A&gt; که با این ادعا تناقض ذاتی دارد! چطور می شود هم بگویی که خدایی و هم بگویی تسلیم خدایی و هم ادعا کنی که خدا با توست! چطور می شود هم خدا باشی هم بنده خدا و هم تسلیم و خدمتگزار او!! اگر ادعای خدایی کرده بود که نیازی به دو سال شکنجه و تهدید و پرونده سازی و سیاه نمایی و این همه هزینه و خرابی نبود. دو روز هم برای احکام سنگین  ارتداد و کفر کافی بود که داستان حلاج دوباره تکرار شود . دو سال همه توان و نیرو را صرف کردید و شکنجه اش دادید که اعتراف کند خداست؟! فکر نکردید بعدش با کنجکاوی ها و حیرتهای افکار عمومی جهان چه می کنید؟ حداقل ادعاهایی را مطرح کنید که اندکی به عقل متوسط جمعی نزدیک باشند. دست پایین گرفتن سطح شعور مخاطبین هم اندازه ای دارد و اباطیل بافی هم حدی. واقعا این سندرم توهم توطئه و دروغ و تحریف با مشاعر انسان چه ها که نمی کند.  حالا حتی اگر شاگردان استاد بندگیش را هم بکنند چه جای شماتت است؟ مگر علی(ع) نگفت هر کس کلمه ای به من آموخت طوق بندگی برگردنم انداخت. حیف که بت شکنی ها و انکارهای او و همه چیز را در خدا دیدن و و خدایی کردن و اسم خدا را معتبر کردن فرصت کمی به ما می داد تا دستی را که رهنمونمان شد ببوسیم و بر پایی بیفتیم که آموخت به ما پیمودن مسیر زندگی متعالی را.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;آقای شریعتنداری!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شما تا حالا قرآن خوانده اید؟ به آیه « سخرلکم مافی السماوات و مافی الارض» برنخورده اید؟ از فیض خداوند و قدرت دعا و توکل و ایمان چیزی می دانید؟ بله! شاهدان متعدد از ایشان اعمال حیرت انگیز بسیاری روایت کرده اند. به جز مواردی که به تکنولوژی باطنی مربوط بوده ایشان تاکید داشته اند که این گزارشات مستند و اعمالی که در آنها شرح داده شده کار من نیست و تنها کار خداست. در طول تاریخ بشریت صاحبان کرامت و برخورداران از برکت روح الهی کم نبوده اند و نیازی به ادعای خدایی هم نیست. این ها را زیر سوال بردن یعنی اصل آفرینش و دلیل وجودی بشر را زیر سوال بردن، یعنی مقام خلیفه اللهی انسان را منکر شدن! نکند شما هم با شیطان هم داستانید؟ اما درباره خفت که گفتید و حتما منظورتان زندان و شکنجه ها و شرایط فعلی ایشان است. بزرگان بسیاری را ظلم حاکمان، بخل حسودان و فریب مکاران به سیاهچاله ها انداخت و به زنجیر کشید.آیا از نظر شما آن بزرگان هم ... خفت از آن کسانی است که  از سر ناتوانی به زنجیر کردن اندیشه ها پناه می برند و برده تحجر و تعصب و قدرت و شهوتند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و از ترس گفتید. راستی این دوستان شما چرا در دوازده روزی که عده ای از شاگردان استاد روزه دار در حرم امام بودند نیامدند که ارشادشان نمایند؟ چرا دزدانه و با فریب و تک تک آن هم سراغ زنان و دختران؟ واقعا چه کسی می ترسد؟ چه کسی از شناخته شدن ایلیا و انتشار دیدگاههایش وحشت دارد که دست به فیلتر می برد، مجوز کتب و نشریات را لغو می کند، جلوی سخنرانی ها را می گیرد، او را در زندان حبس می کند و ممنوع الجلسه و ممنوع القلم و ممنوع الملاقاتش می نماید؟ چه کسی از وحشت تهدید به ترور می کند و &quot;چک سفید&quot;&lt;A name=_ftnref7&gt;[7]&lt;/A&gt; می خواهد؟ چرا پانزده سال است پیشنهاد مناظره را رد می کنید؟ چرا جلوی ارتباط با مسئولین و اطلاع رسانی به آنها را می گیرید؟  هر کس هم جای شما بود و چند سال بیت المال را خرج این نظریه کرده بود که ثابت کند خورشید نیست یا اگر هست سمی است و مرگ آور از بیرون آمدنش از پشت ابر می ترسید. اما چه می شود کرد اقای شریعنداری! تقدیر خداوند بر آن است که باطل ماندگار نماند...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتید مردمان را به زور چک و قسم اینجا نگه می دارند؟ اگر آن طور است که ادعا می کنید پس این بریدگان و به قول شما آسیب دیدگان با چکها چه کردند؟ نکند قسم هایشان را شکستند؟ بد نیست اشاره ای هم بکنید به روش های فرقه سربازان گمنام دایره مذاهب در بازیابی کامپیوتر ها و فیلم برداری از خصوصی ترین لحظات زندگی خانواده ها و بعد هم مجبور کردن آنها به انواع همکاری ها!! باز هم بگوییم آقای شریعنداری؟ بگوییم؟ اینها  شارلاتانیزم معنوی نیست؟ به اسم خدا به بنده خدا اتهام زدن و شکنجه دادن و اعتراف اجباری گرفتن شارلاتانیزم معنوی نیست؟ اینها همان کارهایی نیست که شما می کنید؟ گرچه از روزنامه ای که حدیث جعلی منتشر می کند و فریاد رجال سیاسی خفه می کنیمش دنیا را برمی دارد هیچ کاری بعید نیست. البته این کارها بیشتر به فاشیسم اسلامی شبیه است تا شارلاتانیزم معنوی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;از شما انتظار می رفت بعد از یکسال و نیم تحقیق مستند و حضور در جلسات بازجویی و شنود و بعد از ده ها سال دروغ پراکنی، متبحرانه تر این عملیات مقدس! افشاگری توابین را راهبرد نمایید.این بار هم باز بدون مدرک اتهام زدید و در بابش گفتید و بافتید. اما ما همان یک کلمه را می گوییم که شما مانند تمام این سالها دروغ می گویید و به عنوان اولین سری از اسناد این دروغگویی یک جلد کتاب از &quot;دروغ های کیهان&quot; را به یادگار می فرستیم. ان شاء الله فیلمش هم که آماده شد فراموشتان نمی کنیم. شما هم وقتی حرمت آبروی مومن که از خانه خدا هم  بالاتر است را می شکنید، ابابیلش را فراموش نکنید. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دنیا دار مکافات است و خدا برترین حسابگران. ما هم مدتهاست در انتظار مجازات کلاهبرداران دین و ایمان مردم هستیم و می دانیم چون شما از اسم خدا سوءاستفاده کردید پس کار شما با خداست و سرنوشتی عبرت آموز را برایتان پیش بینی می کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;B&gt;و مکروا ومکرالله والله خیرالماکرین&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;B&gt;کانون مدافعان ایلیا &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;B&gt;16 تیرماه 88&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;BR clear=all&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;HR SIZE=1 width=&quot;33%&quot;&gt;
&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_ftn1&gt;[1]&lt;/A&gt; بخشي از اين فيلم‌ها و کتابها در باره استاد روح الله و اعمال او مي‌باشد...&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn2&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_ftn2&gt;[2]&lt;/A&gt; اشاره است به کتاب جریان هدایت الهی (تعالیم حق – جلد اول) که مجموعه ای از سخنرانی های استاد در سن 23 سالگی است.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_ftn3&gt;[3]&lt;/A&gt; در 14 آذر 1385در سلسله مطالب پاورقي «نيمه پنهان» مطلبی با عنوان نامه وارده از یکی از به ظاهر فریبخوردگان جمعیت ال یاسین منتشر شد. فردی که این مطلب به نام او منتشر شده بود اظهار داشته که این مطالب را او ننوشته و بارها از مسئولان این روزنامه خواسته است تا بر طبق قانون مطبوعات تکذیبیه او را منتشر نمایند.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn4&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_ftn4&gt;[4]&lt;/A&gt; تعليمات الاهيسم در ايران و خاورميانه براي اولين بار توسط ايليا بيان مي‌شد اما بنيانگذار اين تعليمات تا آنجا که ما مي‌دانيم ايليا نيست بلکه ايليا يکي از راويان اصلي الاهيسم بود و آموزه‌هاي بنيادي الاهيسم را در قالبها و به شيوه‌هايي هماهنگ با شرايط اين عصر تفسير و تبيين کرده بود. پيش از ايليا، معلم الاهيسم استاد معظم يحيي روح الله بود و ايشان مستقيماً به بعضي ديگر از شاگردان خود، الاهيسم را آموزش داده بودند. ظاهراً الاهيسم جرياني بود به موازات جريانات ديگري مانند يوگا، فالون گنگ، شمنيزم، ساينتولژي، تي ام، تانترا، اکنکار و صدها جريان معنوي ديگري که بسياري از آنها امروز هم وجود دارند و گفته مي‌شود که تعداد همۀ آنها بيش از شش هزار جريان معنوي است اما به دلايل زيادي الاهيسم با اين جريانات قابل مقايسه نيست از جمله اينکه الاهيسم داراي هسته‌هاي بنيادي کاملاً متفاوتي و من جمله اصل توحيد (لااله الا الله) و ساير اصول آسماني است. بر حقانيت همۀ اديان هدايت کننده و خداگرا صحه مي‌گذارد و در عين حال خود را يک دين يا مذهب يا فرقه نمي داند بلکه در گرايش خداگرايي خلاصه مي‌شود. الاهيسم يك مكتب باطني است و ارتباطي با دين و مذهب ندارد بلكه دينداران را به پيروي كامل و هوشمندانه از دين خود توصيه مي‌كند... (کتاب آمین- جلد اول) &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn5&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_ftn5&gt;[5]&lt;/A&gt; با الهام از «لا اله الا الله» - ایلیا «میم» (کتاب آمین- جلد اول)&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn6&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_ftn6&gt;[6]&lt;/A&gt; به معنای رام و تسلیم خداوند بودن&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV id=ftn7&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A name=_ftn7&gt;[7]&lt;/A&gt; در طی دو سال گذشته حجم بالایی از فشار ها و شکنجه ها به استاد برای ضبط فیلم عتراف اجباری بوده که به گفته دایره مذاهب چک سفید به نظام محسوب می شود و از مراجع بالای نظام دستور تهیه آن داده شده است.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Jul 2009 02:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نامه گروه حافظان ایلیا در حمایت از استاد ایلیا&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اگر ایلیا رام الله زندان برود&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر ايليا زندان برود هر روزی که او در زندان است ما از هر طریق ممکن تلاش مي كنيم که بزرگی او را در جهان آشکار کنیم. به ازای هر روزی که منافقین و معاویون او را در زندان اسیر کرده اند ما می توانیم مهلک ترین ضربات را به منافقین وارد کنیم. ضربه های فیزیکی مردود است ولی ضربه های فکری و فرهنگی ماندگار است. ما بايد دشمنان او را برای همیشه در جهان رسوا کنیم و کاری کنیم که قدرت جهانی آنها را در هم بکوبد. اگر ایلیا را به زندان بردند ما هم باید همۀ جهان را، همۀ رسانه ها را، همۀ ملتها و همۀ فرهنگها را به زندانی برای کفتاران و خفاش صفتان منافق، مبدل کنیم. باید با همۀ کسانی که با منافقین شرور اِبا (ادارۀ برخورد با اديان) دشمن هستند، دوستی کنیم. باید با دشمنان معاویون در هر نقطه از ایران و جهان متحد شویم. به آنها نامه بنویسیم و از آنها کمک و راهنمایی بخواهیم. همۀ مردم و رهبران جهان را به حمایت بطلبیم. از آنها برای رها شدن از اسارت ظالمان، برای پایان دادن به ظلم و بی عدالتی کمک بخواهیم. اگر ایلیا را به زندان ببرند البته در ایران و در مرکز قدرت طالبان دایره مذاهب، نزد نامحرمان زالوصفت، بايد به تقیه دست زد. باطن خود را که ایمان و وفاداری محض است، باطن خود را که عهد با خدا و روح خداست، باطن خود را که عشق و محبت است و نفرتی بزرگ از نفاق و نامردی و دروغ، باطن خود را نبايد آشکار نمود. حتی اگر ضروری شود، دوستان ما در ايران، باید مدتی یا گاه به گاه خود را پنهان کنند و همۀ ردّها را از بین ببرند تا امکان و شرایط دفاع و حمایت فراهم باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راه حل هایی که ما در این نوشته آورده ایم محصولات یک اتاق فکر از وفادارترين ياران ايلياست. در هر زمانی ما، یاران وفادار ایلیا، می بایست بهترین، موثرترین و ماندگارترین روش ها را با عزم دفاع و حمایت از ایلیا، معلم و باغبان ما و راهبر و راهنمایمان بکار ببریم. اگر ایلیا را به زندان ببرند هر کدام از ما، هزاران کار موثر و تعیین کننده می توانیم انجام دهیم. اینکه چقدر کار ما تعیین کننده خواهد بود به ایمان و وفاداری ما و نیز به هوشمندی و توان تفکری ما ربط دارد. راه حل هایی که ما در این متن آوردیم حاصل دهها ساعت تفکر و بررسی انواع الگوهای موثر بوده است ولی اینها حداقل کارهایی است كه می توان انجام داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;زمان وفاداری - &lt;/B&gt;بعد از دوران سختی، وفاداری بی معناست. بعد از دوران خطر و فشار، ایمان ارزش خود را از دست داده است. کسی که در سختی ها با شما نبود، بودنش در آسانی ها، تا حدی به بی معرفتی، بی وفایی و فرصت طلبی آمیخته است. ياران مسيح يهودائيان نبودند، مرداني نبودند كه فقط معجزات او را ديده يا شنيده بودند، آنها كساني بودند كه جهان را به تجربۀ مسيح رساندند، در آتش سوزانده شدند، به چاه شيران افكنده شدند، ولی اما ايمان و وفاداري خود را قوي تر و زنده تر يافتند. یاران ابدی حسین(ع) همان کسانی بودند که در کربلا همراه او ماندند. یاران علی(ع) کسانی بودند که در انواع فتنه ها در زمانی که بدترین و شدیدترین تبلیغات بر علیه علی (ع) انجام می شد، در زمانی که بدترین تهمت ها و دروغ ها متوجه علی (ع) بود، وفادارانه و با روحی سرشار از ایمان و اشتیاق در کنار او ماندند. ياران منصور حلاج كساني نبودند كه او را سنگسار كردند و بدترين تهمت ها و دروغ ها را به او نسبت دادند، علماء و قضاتي نبودند كه به زعم خود با ادلۀ‌ محكم او را محكوم و بي آبرو كردند، ياران حلاج كساني هستند كه امروز هم حلاج وار عمل مي كنند و مشتاقان قطعه قطعه شدن و سوزانده شدن براي  حقيقت هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما یاران وفادار ایلیا، همانطور که او خود در این سالها گفته است، اعضاء خانوادۀ او هستیم و در سرنوشت او شریک هستیم. هر رفتاری که با ایلیا شود با همۀ خانوادۀ ما، با عزیزان ما و بلکه با روح و جان و زندگی ما شده است. این لحظه، زمان غیرت است. زمان شجاعت است. در این لحظه است که باید آموزه های نورانی مبارزه را به عمل درآوریم. مبارزۀ با نفاق و منافقين بخش برخورد با اديان. مبارزه با معاويون تحريف گر. با جعالان و حقه بازان ضد اديان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;هر روز، با جهان از ایلیا بگوییم - &lt;/B&gt;اگر ايليا را زنداني كنند، بايد او را به همۀ مردم جهان بشناسانیم و همۀ جهان را به حمایت از او واداریم. با هر فرهنگی و هر مردمی با زبان خودشان حرف بزنیم. او را به گونه ای که آنها درک کنند، معرفی کنیم. هر یک از ما باید برای خودش معلوم کند که به ازای هر یک روز و بلکه هر یک ساعتی که ایلیا در زندان است چکار کند و به چیزی که معلوم کرده است، متعهد باشد. اين مي تواند ميزان دوستي و وفاداري ما را تعيين كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به ازای هر یک روزی که ایلیا، روح ما، در زندان است ما می توانیم این اقدامات را انجام دهیم همانطور که کانون حافظان ایلیا در اینجا و در مدت زندانی بودن استاد، بسیاری از این اقدامات را به انجام رساند که حجم زیادی از آنها در زمان خودش که گویا طالبان فرهنگی با نادانی های خود می خواهند آن را هر چه نزدیکتر کنند، آشکار می شود:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک مقاله روشنگر، قدرتمند و افشاگر، دربارۀ منافقان و معاویون بنویسیم و این را به گوش جهانیان برسانیم. در این صورت در هر روز، صدها و هزاران مقاله نوشته خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا یک قطعه فیلم (با موبایل یا دوربین) از خودمان یا مستند هر موضوع ديگري (كه بتواند بيانگر ظلم و مجرميت و فساد القاعدگان بخش برخورد با اديان باشد) ضبط کنیم و در فرصت مناسب در اختیار رسانه های بین المللی قرار دهیم. بنابراین هر روزی که او در زندان است صدها قطعه فیلم ماندگار که اثر آنها کمتر از شمشیر نیست برای همیشه در حافظۀ جهان، ثبت و ضبط خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا به ازای هر یک روزی که او در زندان است قسمتی از کتاب خود را تمام کنیم کتابی در حمایت از ایلیا، در اشاعۀ تعلیمات او و در نابودی دشمنان او.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا اینکه در مقابل هر روز زندان او، ده نفر را یا صد نفر را یا هزار نفر را به تعلیمات او دعوت کنیم و به او پیوند بزنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر ایلیا زندان باشد ما باید این فرصت طلایی را به جواهرات کم یاب تبدیل کنیم. این بهترین زمانی است که ما می توانیم حمایت خود را به تحقق برسانیم و وفاداری و غيرت و دوستي خود را آشکار کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر ایلیا را به زندان ببرند ما باید از بین سبکهای مبارزۀ باطنی، یکی را انتخاب کنیم و بر اساس همان سبک جلو برویم. هر سبک و روشی که توانایی بیشتری در آن داریم و ارتباط عمیق تری با آن می توانیم برقرار کنیم. سبک آینه ای، تعمیمی، روش افشاگری، سبک قربانی، دوستی با دشمن دشمن، تفکیک ایدئولوژیک، مبارزۀ منفی، ضربۀ تأخیری، کشش همسو یا دیگر سبک ها.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با زندان رفتن ایلیا ما هم باید منافقان را به زندان ببریم. زندانی از جنس فکر و فشار روانی؛ زندانی از جنس ایدئولوژی. باید در بارۀ آنها شعر و شعارهاي موزون، پرمحتوا و راهبردی بسازيم و به این کار امتداد دهیم. باید از آنها و از اربابان آنها شکایت کنیم. در شش ماهی که استاد در زندان بود جمعیت ال یاسین در ایران به اربابان آنها شکایت کرد ولی نتیجۀ عکس گرفت. این بار باید به همۀ مردم جهان شکایت خود را بگوییم. به رهبران دنیا. به مجالس دنیا. به مراکز حقوق بشر و رسانه ها. هر یک از ما در نبود ایلیا می بایست به یک ایلیا مبدل شویم. به یک کانون مرکزی حرکت الهی. در نبود رام الله باید هزاران رام الله به وجود بیاید. این قویترین نشانۀ وفاداری ماست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر استاد زندان برود، به ازای هر یک روز آن باید یک کانون حمایت از استاد، یک کانون دفاع از ایلیا و دفاع از تعالیم الهی ایجاد شود. با هفت نفر یا هفتصد نفر یا هفت هزار نفر. مهم این است که به ازای  هر روز آن یک کانون تشکیل شود. کانونی که در آن کلیۀ برنامه های حمایتی و دفاعی، برنامه ریزی، راهبرد و اجرایی شود. ما باید پیوسته روش ها، طرح ها و تفکرات معاویون منافق را تحلیل و بررسی کنیم. اخبار و شایعات را بررسی و تحلیل کنیم و برای این تحلیل از الگوهای موفق تحلیل استفاده کنیم. بايد روش ها را هر از چند گاهي تغيير دهيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حريف اصلی كيست؟ - &lt;/B&gt;اگر ایلیا را زندان ببرند ما باید بدانیم که مسئول این فاجعۀ بزرگ چه کسانی هستند و باید همۀ توان خود را بر آنها متمرکز کنیم. بر منافقين بزرگ و معاویون كليدي، بر ایدئولوژی بخش برخورد با اديان، بر نقاط حساس معاویون، بر افراد مورد احترام معاویون. نباید فریب بخوریم. ممکن است آنها جبهۀ انحرافی درست کنند ولی ما باید بر دشمن واحد متمرکز شویم. باید بر قلب معاویون، بر مغز آنها و بر مرکز فرماندهی آنها، بر سکانداران آنها متمرکز شد. نباید دچار توهم دشمنان متعدد شویم. در شدیدترین گوناگونی ها ما فقط یک دشمن داریم و آن منافقان هستند. معاویون منافق اِبا. نباید از این مسیر خارج شویم. هر دشمن بظاهر جدید و مستقلی، یکی از بازوهای همین منافقان است بنابراین باید بر سر حریف، بر مغز و قلب او متمرکز شویم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نباید فریب بخوریم و با سربازهای منافق بجنگیم بلکه باید بزرگان معاویون و منافقین را نقد و تحلیل کنیم. نقد و تحلیلی که جهان بشنود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ما هم مسلک منافقان نیستیم - &lt;/B&gt;برای یاران وفادار و همراهان حقیقی، همیشه امکانی برای دفاع و حمایت وجود دارد. اگر معاویون معلم بزرگ ما را اسیر کنند ما هم خود را از اسارت هم اعتقادی و هم آیینی با آنها نجات می دهیم. ما نمی توانیم با دشمن خود، هم آیین باشیم. ما نمی توانیم با دروغگویان و حقه بازان هم عقیده و هم اعتقاد باشیم. ولی اما نباید این کار را تا زمان مناسب، آشکارا انجام دهیم بلکه این تغییر بنیادی می بایست درونی باشد و در زمان مناسب بیرونی شود. در این صورت نه تنها از هم آیینی و هم اعتقادی با این منافقان کفتارصفت اِبا خارج می شویم بلکه اعتقادات دروغین آنها را در فرصت مناسب، از طریق کتاب، مقاله و تحلیل نابود می کنیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;مشکل اصلی معاویون اِبا با استاد - &lt;/B&gt;مسئلۀ اصلی معاویون در ارتباط با پیروان استاد یک چیز است. اگر این یک مسئله حل شود از نظر آنها همه چیز حل شده: عدم ایمان و عدم ارتباط پیروان ایلیا «میم» با او. عدم پیروی از تعالیم او و جلوگیری از اشاعه آن. و اگر این یک مسئله حل نشود آنها مسائل متعددی جعل خواهند كرد تا شاگردان و پیروان استاد را از طریق اتهامات مختلف تحت فشار و تهدید قرار دهند تا بلکه به خواستۀ پلید و شیطانی خود نائل شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ادارۀ ادیان آنطور که خودش همیشه گفته است به نمایندگی از چهار نهاد بزرگ مذهبی و امنیتی از ما می خواهد که استاد را انکار کنیم، او را رها کنیم، برعلیه او تبلیغ و جو سازی کنیم، هزاران خوبی و اثر خوب و ماندگار او را انکار کنیم و به او اتهامات دروغین نسبت دهیم. در این صورت، آنطور که به بعضی دوستان تأکید کرده، کاری به شاگردان استاد ندارد. معاویون از ما دوستداران و پیروان ایلیا می خواهند که او را محکوم کنیم و اگر محکوم نمی کنیم لااقل از او دفاع نکنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;درخواست معاویون یک چیز است. خیانت، لگدمال کردن خدا، اسم خدا و کلام خدا. زیرا ارتباط ما با معلممان برهمین اساس است. آنها می خواهند در مرحلۀ اول اطراف استاد را خالی کنند و بعد که معلم ما را تنها دیدند، اندیشه های پلید و شیطانی شان را عملی کنند. این اتفاق جدیدی نیست. در طول تاریخ صدها بار این داستان تکرار شده و در زمان فعلی هم در حال تکرار است. داستان موسی(ع) و هارون(ع)، داستان عیسی(ع) و داود(ع)، داستان عاشورا، داستان امام علی(ع) و امام حسن(ع) و امام صادق(ع). داستان خودِ پیامبر اسلام (ص) و داستان صدها تن از بزرگان معنویت، تمدن، آزادی و حقانیت، بطور کامل و دقیق بر داستان امروز منطبق است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروز همان جزئیاتی در حال تکرار است که از اولین روزهای تمدن بشری اتفاق افتاد و همیشه تکرار شده. دوازده سال سعی کردند ایلیا را از طرق مختلف و به طرز نامحسوس تخریب کنند. دربارۀ او شایعه می ساختند. شاگردان را تهدید می کردند و ترفندهای معمولي که در چنین مواقعی به کار می برند. بعد از دستگیری استاد، با استفاده از دروغ ترین، ناجوانمردانه ترین و مکارانه ترین روش ها سعی کردند او را به شدیدترین و بدترین شکل ممکن تخریب و تقبیح کنند. وبلاگ ها و سایت ها را فعال کردند، شایعه سازی کردند، داستانهای جعل شده ساختند. ولی اما پیروان غیرتمند و وفادار استاد هم بیکار ننشستند. به میدان آمدند و با وجود امکانات ناچیز خود در برابر امکانات فوق العاده و رایگان آنها، اولین شکست بزرگ را در شبکۀ اینترنت بر آنان وارد ساختند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حداقل کار ممکن؛ یک ضد میکروب باشیم - &lt;/B&gt;اگر توان تفکری و تحلیلی نداریم و فقط جُک گفتن بلد هستیم می توانیم از همین امکان هم استفاده کنیم. تناقض ها و مسخرگی های رفتار و عملکرد معاویون اِبا را به جُک تبدیل کنیم. برای دروغ هایی که می گویند، برای حقه بازی هایی که در این ماهها شبانه روز به آن مشغول بوده اند، جُک بسازیم. اگر این را هم نتوانستیم باز هم دهها امکان دیگر برای دفاع و حمایت از معلممان وجود دارد. کمترین هایش این است که تعلیمات او را، کتاب های او را، اندیشه های او را به دیگران برسانیم. همیشه راههای زیادی برای دفاع از حقیقت و حمایت از حق وجود دارد. سال گذشته که معاویون، استاد را به زندان بردند، طبق الگوهای مرسوم و معمولشان و روش های کهنه ای که در حقه بازی و فریب دادن و دروغ گفتن، در فهرست دارند، سعی کردند در پیروان استاد، بيماري و میکرب تولید کنند. تمام تلاششان این بود که با استفاده از این ميكرب ها که در قالب شایعات دروغ، مقالات انحرافي، تحریف ها، تهمتهای کذب و تحلیل های ناهنجار عرضه می شد، توان ایمانی، اعتقادی و ارتباطی مردم و پیروان استاد را از کار بیندازند. حتی عده ای را مأمور کردند تا در بین دوستداران استاد به انتشار این ميكربها بپردازند. این یکی از روش های همیشگی آنان است. بنابراین هر یک از ما می بایست تبدیل به یک ضد ميكرب شود. هر کدام از ما باید به یک ضد میکرب مبدل شویم. به ضد میکربی که مثل شعله های آتش، میکرب های مرگبار را نابود می کند. باند میکرب ها برای نابودی موجودات زنده چاره ای جز انتشار میکرب ندارد و ما که این را می دانیم باید به ضد میکرب ها مبدل یا مجهز شویم و بلكه پيوسته كار ساخت آنها را انجام دهيم و كوبنده ترين ضربه را به اِبا (بخش برخورد با اديان) وارد كنيم. ضربه اي كه بزرگترين قدرت آن، الهام پذيري و الگوسازي آن است. ضربه اي كه از بمبهاي هسته اي هم مخرب تر است. ضربه اي كه كل جهان را تا ابد به لرزه در مي آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;جنایت بزرگ طالبان ایران (اِبا) - &lt;/B&gt;آقايان طالبان! مي دانيد كه سالها و مخصوصاً‌ از زماني كه استاد را به زندان برديد، داريد با روح و قلب ما چكار مي كنيد؟ شما در قلبهاي ما نيزه فرو كرده ايد و همزمان به ما مي گوييد ما را دوست داشته باشيد، از اعتقاد خود دست بكشيد، و از ايليا دوري كنيد. فكر مي كنيد طبيعي ترين واكنش اين همه پيروان استاد چيست؟ بيزاري محض از شما و از هر چيزي كه شما معرف و نماينده و نماد آن هستيد. مي دانيد اگر در نظام اسلامي، واقعاً حاكمان دادگستري باشند با شما چكار خواهند كرد؟ شما براي اين مردم و حتي اين نظامي كه چاپلوسانه و رياكارانه خود را به آن چسبانده ايد، چكار كرده ايد؟ جز دشمن سازي؟ جز تبديل دوست دو آتشه به منتقد و سپس به دشمن زخم خورده؟ جز ريختن آبروي هر روزۀ اسلام و قرآن در جهان؟ جز سياه نمايي چهرۀ اسلام و نظام اسلامي در جهان؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ايليا دهها هزار نفر را از بي خدايي و بي ديني و بي ايماني نجات داد. او ما را با قرآن و حضور خدا پيوند داد. خدا را به ما شناساند. ذهن هاي ما را فعال كرد. قلبهاي ما را احياء كرد و روح هاي ما را به حركت درآورد. و شما با قدرت تمام مشغوليد تا مذهب ما را بزودي از ما بگيريد. مراقب باشيد دور نيست زماني كه تحمل ما تمام شود و آنگاه ببينيد كه فاجعه اي كه شما ساختيد از بريده شدن سر هزاران شيعه توسط صدام و بعثيان و از به خاك و خون كشيدن دهها هزار كرد بي گناه، بدتر و شديدتر است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;حافظان ایلیا «میم» &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 17:17:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بنام آزادي&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بيانيه 1-87  جميعت ال ياسين &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;آنكه بر ضد مردم، و دشمن خلق خداست، بر ضد خدا و دشمن خداست. آنكه به ملت خائن است به خدا خيانت كرده.  &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;(استاد ايليا م. رام الله)&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک بار دیگر طی اقدامی غیرقانونی در تاریخ 25 دی ماه 1387،  استاد ايليا رام الله و چند تن از اعضای جمعیت دویست هزار نفره ال یاسین بدون حکم قضایی و باز هم بدون ارائه دلایل روشن و اتهامات قابل اثبات توسط دایره مذاهب دستگیر شدند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با وجود گذشت 6 روز از اين واقعه توطئه آميز -كه با ضرب وشتم ، يورش و تخريب منازل و تيراندازي همراه بوده- و با وجود مراجعات مكرر خانواده هاي اين افراد به مرا جع مربوطه ، هيچ يك از مسئولين پاسخگوي اين اقدام نيستند و اين بي پاسخي معنايي جز بي مسئوليتي ، عدم توان پاسخگويي معقول و عملكرد فراقانوني و ضد بشري مسئولين دايره مذاهب ندارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از اولين دستگيري استاد در بهار 86 كه به حبس 6 ماهه ايشان در 209 منجر شد، با علامات مشكوكي از جمله خونریزی هاي شديد از ناحیه گوش و بینی، ادرار خونی، تهوع های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، كه به نظر كارشناسان علامت مسموميت‌هاي خطرناك بود، مواجه شديم و اين باعث شده از آنچه ممكن است در پي اين دستگيري پيش ايد بشدت نگران باشيم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سكوت طولاني مسئولين نظام به تمام  درخواستهاي حق طلبانه جمعيت، اعم از نامه نگاري ها ، ملاقاتها و... باعث شده امروز موج نااميدي و بدبيني از مسئولين نظام در ميان شاگردان ايشان بوضوح ديده شود. گروههاي آشكار و مخفي كه طي يكسال و نيم گذشته و بخاطر اقدامات تخريبي دايره مذاهب شكل گرفته اند به شدت از اقدام  جنون آميز و ظالمانه دايره مذاهب منزجر و تحريك شده‌ و بعد از دستگيري اخير استاد و طي چند روز گذشته همين طيف ها دست به اقدامات گوناگون و با شدتهاي متفاوت زده اند. از جمله اين اقدامات ميتوان به انتشار یکی از نامه های محرمانه ای  که چهار ماه پیش از دستگیری مجدد، از طرف استاد رام الله برای رهبری ارسال شد اشاره كرد. همچنين اقدامات ديگري مانند اطلاع رساني وسيع و خودجوش شاگردان به خيل عظيمي از پيروان ، آماده  انتشاركردن صدها قطعه فيلم حمايتي و افشاگرانه (كه شايد تا لحظه صدور اين بيانيه منتشر شده باشد) و مصاحبه و تماس گسترده با رسانه هاي مختلف. از سوي ديگر ، خبردار شديم كه جمعي از پيروان خارج از كشور در صددند  انصراف خود را از هم ديني با القاعده فرهنگي و تفتيش گران دايره مذاهب رسماً و آشكارا بزودي به همه جهان اعلام كنند.  اخبار و شواهد بسيار ديگر نشان ميدهد كه روند اقدامات حمايتي از استاد رو به تشديد است و بعيد به نظر ميرسد كه اين اقدامات تا رسيدن به نتيجه قطعي متوقف شود. ناگفته پيداست هر كدام از اين واكنشها كه به دليل اقدام ضدبشري و ناجوانمردانه دايره مذاهب در حال رخ دادن است چه پيامدها و تبعات سنگيني در پي خواهد داشت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بدينوسيله ما نمايندگان جمعيت ال ياسين، ضمن محكوم كردن اقدام ظالمانه و غيرقانوني دايره مذاهب، خواستار آزادي سريع استاد ایلیا رام الله و 5 تن از اعضاي جمعيت كه به ناحق و طي حمله وحشيانه دایره مذاهب دستگير شدند ، و رسيدگي عادلانه به وضعيت اين جمعيت هستيم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اميد كه  صداي تظلم خواهي  اين جمعيت كه تاكنون از طرف رهبران نظام اسلامي ايران بي پاسخ مانده،  از طرف رهبران آزاد انديش جهان و سازمانهاي فعال در زمينه حقوق بشر شنيده و به نحوي موثر پاسخ داده شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                                                                                                &lt;B&gt;سلام بر پيروان هدايت الهي&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                                                                                                         جمعي از نمايندگان  جمعيت ال ياسين &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;يكم بهمن ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت شمسي&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 17:17:09 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;بسم الله الرحمن الرحيم&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;یک بار دیگر طی اقدامی غیرقانونی در تاریخ 25 دی ماه 1387،  استاد ايليا رام الله و چند تن از اعضای جمعیت دویست هزار نفره ال یاسین  ً بدون حکم قضایی و باز هم بدون ارائه دلایل روشن و اتهامات قابل اثبات توسط دایره مذاهب دستگیر شدند. &lt;/I&gt;&lt;I&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;پس از اولین دستگیری&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftnref1&gt;&lt;B&gt;[1]&lt;/B&gt;&lt;/A&gt;  و بعد از سپري شدن ماهها زندان انفرادي استاد &lt;/I&gt;&lt;I&gt;ايليا رام الله- که به دلیل نبود مدارک کافی به آزادی با قید وثیقه سه میلیارد ریالی منجر شد- &lt;/I&gt;&lt;I&gt;و بعداز اِعمال حقه بازانه ترين و ناجوانمردانه ترين روش هاي تخريب شخصيت و ترور رواني عليه وي، بعد از بكارگيري انواع روش هاي جعل، سندسازي و مونتاژ، بعد از بدترين و شديدترين فحاشي ها و تحقيرها و توهين ها، دهها هزار تن از شاگردان و دوستداران در ترديد و بدبيني فرو رفتند و خود را در توطئه اي پيچيده يافتند كه توسط دایره مذاهب وزارت اطلاعات طراحي و اجرا شده است. عمق اين فاجعه را مي توان به سادگي با نگاهي به بیش از چهار هزار وبلاگ و سايت اينترنتي (كه بلافاصله بعد از وبلاگ اهانت آميز دایره مذاهب بوجود آمدند)، به دهها كتابي كه در ارتباط با استاد نوشته شده، به تشكيل دهها مركز حمايتي در ايران، آمريكا، كانادا و اروپا، به شدت گرفتن فعاليت شاگردان استاد در شبكه هاي ماهواره اي، به ضبط هزاران قطعه فيلم در حمايت از ايشان، و به چرخش نگاه اكثريت شاگردان به غرب و آمريكا، دريافت. اما اقدام اخیر حاکی از آن است که همچنان دایره مذاهب در غفلت مسئولين ارشد نظام اسلامي و با استفاده از روش توجيه سازي و جعل واقعيت، هزاران تيشه بر ريشه اسلام و نظام اسلامي زده و می زند. &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;بعد از اولین دستگیری و برخورد آشکار، از طرف استاد ايليا رام الله و نمایندگان جمعیت ال یاسین نامه های متعددی برای رهبر انقلاب، آیت الله خامنه ای ارسال شد اما پس از ماهها پیگیری و انتظار اعضای جمعیت برای اجرای عدالت و پاسخ به تظلم خواهی، شاهد تکرار این اقدام جنون آمیز و ظالمانه دایره مذاهب بودیم، لذا بر آن شدیم تا صدای عدالت خواهیمان را رساتر به گوش جهانیان برسانیم. در همین راستا و به عنوان اولین گام یکی از نامه های محرمانه ای  که چهار ماه پیش از دستگیری مجدد، از طرف استاد رام الله برای رهبری ارسال شد را منتشر می نماییم.&lt;/I&gt;&lt;I&gt;  &lt;/I&gt;&lt;I&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا&lt;/I&gt;&lt;I&gt;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;                                                                                                27/10/1387 &lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بسم الله الرحمن الرحیم&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;211&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نامه محرمانه استاد رام الله به مقام معظم رهبري&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چهار ماه قبل از دستگيري مجدد توسط دایره مذاهب&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محضر محترم رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;                                                                                                                                                                         &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سلام عليكم. در شناسنامه ثبت احوال اسمم پيمان فتاحي است و مردم مرا به نام الياس يا ايليا رام الله مي شناسند. خودم هم به همين نام خودم را مي شناسم. مرا نزديك به شش ماه در زندان 209 به دور از چشم زندانبانان تحت پيچيده ترين، مخوف ترين و عجيب ترين شكنجه ها قرار دادند و براي نجات شاگردانم و همسرم و خانواده ام از مرگ و از حبس هاي سنگين، در شديدترين شكنجه هاي شبانه روزي، پيوسته خواستند كه گذشتۀ خود را و هزاران كار و محصولات گذشته را انكار كنم، و دربارۀ نياتم، مسائل مالي و اخلاقي چيزي را بگويم كه بازجويان مي خواستند. همزمان با خونريزي هاي شديد و بالا آوردن خون كه بيش از پنج ماه طول كشيد و آنها اصرار داشتند كه آن را مخفي كنم، از طرف شما، از طرف حاكميت اسلامي، از طرف ولي امر مسلمين به من گفتند كه بايد فيلمي ضبط كني و متن فيلم را بارها به من ديكته كردند و ماكت آزمايشي مي خواستند كه اجرا نشد. گفتند بگو اين اشتباه بوده كه من مردم را به اسلام و قرآن دعوت كرده ام چون دين آنها به كنترل من در مي آمده. گفتند براي روحانيت پيغام هايت را بده و اينطور و آنطور بگو. بارها تأكيد كردند كه اين فيلم چك سفيد تو به نظام اسلامي و به حاكميت اسلامي است. حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي اين را از تو خواسته و اين قفلي است كه كليد آن در دست ولي امر مسلمين است. و اين حرفها از همان زمان تا امروز ماههاست كه در بين مردم و در سايتهاي اينترنتي مطرح مي شود. من بايد مي نوشتم كه شكايتي ندارم و رفتار آنها خوب بوده و در مكالمات تلفني با همسرم يا با نگهبانان بايد چيزي را  مي گفتم و ضبط مي شد كه موافق برنامة آنها باشد. طبق جملات كليدي اي كه داده اند بايد در برخورد با مسئولين ارشد حكومت اسلامي بگويم هدفم مقدس بوده و نياتم خوب بوده اما روشم اشتباه بوده و فكر مي كرده ام كه هدف، وسيله را توجيه مي كند. بايد به دروغ به مردم بگويم دروغ گفته ام و انحراف داشته ام. اما در طول شش ماه شكنجه و برخلاف دهها بار تأكيد بنده نتوانستند حتي يك دروغ، حتي يك دروغ يا خلاف قانون يا خلاف شرع از گذشتۀ بنده بيرون بياورند و گفته اند بايد در سالهاي آينده خودم اين مسئله را كشف كنم. تحت شديدترين شكنجه ها بايد در سلول انفرادي بر كتاب خودم نقد مي نوشتم و از كتاب دشمنانم بصورت مكتوب تجليل مي كردم. بازي با فيلم ها و عكس هاي خصوصي و خانوادگي و توهين به همسر و نزديكانم از ابتدايي ترين شكنجه هاي رواني بود. صدها صفحه، روز و شب از من بازجويي گرفتند و مي گفتند كه ما فقط چند جمله اي از اين چند صد صفحه را به بالاترها نشان مي دهيم كه مي خواهيم. به زور بايد برگه هايي را امضا مي كردم كه نبايد متن آنها را مي ديدم و اگر امضاء نمي كردم شاگردانم و همسر و فرزندم طبق تجربه در خطرات جدي و شديد قرار مي گرفتند. مي گفتند ما استادان صحنه سازي و مونتاژ هستيم و به اين افتخار مي كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزها و شبها تحت شكنجه بودم تا بگويم علم لدني ندارم، نعوذ بالله خدا، پيامبر و امام نيستم. در حالي كه ردّ اين توهمات را بيش از بيست سال است كه به مردم گفته بودم. طبق درخواست آنها كه خود را در همۀ آن ماهها حكومت معرفي مي كردند، من بايد به مردم بگويم شيطان هستم، شياد هستم، با قدرت شيطاني كارهاي خارق العاده مي كنم و ساحر و دیوانه هستم. از من به نام اسلام و حكومت اسلامي خواستند سجده كنم و پاي بازجوياني كه خود را قطب الاقطاب مي خواندند، ببوسم. باید می گفتم اخباری که درباره آينده، درباره جنگ سي و سه روزۀ حزب الله، زلزله بم و زلزله هاي ديگر، یازده سپتامبر و بقیه وقایع را كه از ماهها و سالهای قبل به مردم گفته ام و در نشریات تفكر متعالي، حركت دهندگان، علوم باطني و ديگر نشريات منتشر شده، شیطان به من گفته یا خارجی ها خبر داده اند.&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من باید دربارۀ خصوصی ترین مسائل زندگی مردم مخصوصاً مسائل جنسی آنها جواب می دادم. دو اسم را گفتند و اصرار داشتند که با آنها ارتباط نامشروع داشته ام. اما چند روز بعد گفتند آن دو اسم اصلاً وجود خارجی نداشته اند و تو به ما دروغ گفته ای. در طول شش ماه بيش از بيست و پنج مرتبه گفتند كه ما قبول داريم كه تو دهها هزار نفر را از بي خدايي نجات داده اي اما آنها را از دريا نجات داده اي و در بيابان رها كرده اي. گفتند مي دانيم نيات تو خدايي بوده اما وظيفۀ ما اين است كه همه چيز را با بدبيني محض و طبق استعلام هايي كه قبلاَ داده ايم تفسير كنيم و تفاسير خود را به بالا منتقل نماييم. تو بايد اعتراف كني كه مي خواستي در آينده بگويي مسيح هستي و همه چيز خود را مثل مسيح و لوتر شبيه سازي كرده اي. گفتند بايد كيانوري و احسان طبري را الگوي خودت قرار دهي و توبه كني. گفتند توبه كن تا اتهام الحاد و بدعت از تو و همه شاگردانت كنار برود. گفتم توبه از چه؟ گفتند مهم نيست از چه. بالاخره در زندگي ات هيچ گناهي نكرده اي؟ از هر چيزي. فرقي نمي كند. گفتند بگو سوء‌ استفاده كرده ام و قصدم نفسانيات و شيادي بوده است. گفتم اگر يك سوء استفاده يا خطاي قانوني نشان داديد، هزار برابر آن را مي پذيرم. گفتند بالاخره يك روزي خودت مي فهمي. يكي از بازجويان در روز تولد امير مومنان علي (ع) آمد و ضمن حلال خواهي گفت مسئله اين است كه ما هيچ جرمي از تو نداريم اگر تو خودت يك جرمي بگويي كه در گذشته مرتكب شده باشي، هر چه كه باشد، قسم جلاله خورد كه همه چيز حل مي شود. او گفت من خودم مشكوك هستم كه چرا به ما گفته اند تو را نگه داريم و خودم در اين باره تحقيق كرده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همه جا و با همۀ روشهاي ممكن مرا تخريب و بي آبرو كردند و گفته اند اگر دفاع كني، يعني بر عليه حكومت اسلامي بلند شده اي. من براي زنده ماندن همه دوستانم، براي جلوگيري از زندان همه آنها و براي زندگي كردن آنها طبق درخواستي كه به قول آنها كل حكومت اسلامي از من دارد بايد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برعليه خودم و انديشه هايم به سرعت كتابي بنويسم و منتشر كنم.&lt;B&gt; &lt;/B&gt;بگويم سخنراني ها و درس هاي اين پانزده بيست سال را ديگران برايم تهيه كرده اند و دهها کتابم را خودم ننوشته ام. نبايد با شاگردانم ارتباط داشته باشم. بايد بگويم نيت من خدا و كار خدا و خدمت به خدا نبوده بلكه نفسانيات بوده. بايد بگويم مسائل اخلاقي و مالي داشته ام در حالي كه آنها بارها به من گفتند ما مطمئن هستيم كه تو مسئله اي نداشته اي اما بايد به بالاترها جواب قانع كننده بدهيم. من بايد بگويم همۀ فيلم هاي مستندي كه از مردم ضبط شده، هزاران تجربه اي كه آنها داشته اند و هزاران رويايي كه ديده اند توهم بوده. مأموريتي كه آنرا از جانب شما به من اعلام كرده اند بطور خلاصه اين است: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حكومت اسلامي از تو مي خواهد كه كاري كني مردم درباره ات ترديد كنند و بدبين شوند. كاري كني كه شاگردانت انكارت كنند. به هر گروه از مردم جملاتي را بگو كه ما نوشته ايم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بارها گفتند ما همۀ مسئولين را توجيه كرده ايم. كليد مغز مسئولين دست ماست و هر طور كه بچرخانيم مي چرخند. گفتند ما شما (ال ياسين) را چیزی بدتر از بهائیت، مجاهدین خلق و توده ای ها معرفی کرده ایم. گفتند ما دربارۀ شما استعلام داده ایم نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شاهد من فقط خدا نيست بلكه دربارۀ گذشته، دهها هزار شاهد و هزاران محصول گواهي مي دهند و دربارۀ آنچه از جانب حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي گفته شده، دهها نفر شهادت مي دهند كه به آنها هم همين چيزها گفته شده. در زندان، آنها هم وقتي قانوني رفتار مي كردند شاهد مي آوردند، مكتوب مي كردند و ضبط مي كردند، اما در تنهايي و در جلسات غيررسمي بود كه همۀ اين اتفاقات مي افتاد. براي فيلم هم چهار نفر شاهد آوردند اما همه اتفاقات در روزهاي قبل افتاده بود و صحنه سازي آن روز كمتر از يك درصد ماجرا بود و بعد ديدم كه آنها همۀ آن فيلم را كه چيز فوق العاده اي هم در آن نبود به بدترين و حقه بازانه ترين شكل ممكن مونتاژ و جعل كرده اند و از قطعات مختلف آن بدترين و دروغ ترين استفاده هاي ممكن را كرده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آخرين ماه انفرادي از من حلال خواهي كردند و گفتند كه جرم خاصي نداري، فقط شاید چند ضربه شلاق بخوری تا افکارت عوض شود. آنها خبر از بولتنی محرمانه و فيلمي مونتاژ شده دادند که اگر خودم هم آن را ببینم خودم را انکار می کنم. اعلام کردند اموال تو به حکومت اسلامی تعلق دارد اما ما به تو هر مقدار كه بخواهي پول، زمين و قدرت حكومتي مي دهيم به شرط آنكه كارها را تعطيل و گذشته ات را انكار كني. اينها از اكثر كارها و آنچه گذشته بي خبر هستند و چيزهايي را هم كه مي دانند همان اندكي است كه بنده در اختيارشان قرار دادم. شناخت آنها نسبت به بنده و ال ياسين مثل شناخت هخا نسبت به جمهوري اسلامي است. چند بار خواستند از ايران بروم و مرا به خودكشي و رفتن به بيمارستان رواني تشويق و همچنین به موضع گیری خصمانه نسبت به حکومت اسلامی و واکنش های کور و هیجانی،‌ تحریک می کنند. گفتند تو را براي مسئولين امنيتي و قضايي و در بيت، آنقدر بدنام كرده ايم كه اگر به آنجا نزديك هم بشوي تو را دستگير مي كنند. من نه از بي آبرويي براي خدا مي ترسم، نه از حبس سنگين مي ترسم، نه از اعدام و نه از بدترين شكنجه ها وحشتي دارم زيرا بدترين ها را تجربه كردم اما از شما مي خواهم همانطور كه سالها درخواست کردم، به دهها هزار نفر از جوانان مسلمان كه عموماً هم غيرمذهبي اند كمك كنيد. اينها در حال رانده شدن از اسلام هستند، به آنها برچسب می زنند و هویت های واهی و فرقه اي می دهند و مسئولين طور ديگري توجيه مي شوند. امروز بسياري از ال ياسين در وحشت فرو رفته اند چون به زندان و اعدام تهديد شده اند. من خدايم را، ايمانم را، گذشته را، هزاران نشانه را، هزاران محصول را، نجات دهها هزار انسان از بي خدايي را، و فيض و بركات شمارش ناپذير خدا را انكار نخواهم كرد حتي اگر در آتش سوزانده شوم يا آنطور كه گفته اند، همه دوستان و خانواده ام را تيرباران كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;من از خودشكني و خودانكاري اگر به مصلحت اسلام باشد استقبال مي كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. عملکرد این آقایان در این ماهها باعث شد همه چیز از ابعاد مختلف چند برابر شود که شرح و مستندات آن موجود است اما اصرار دارند كه در اين باره حرفي نزنم. امروز اسلام دهها هزار نيروي جوان، متخصص، آزموده و اهل فكر و برنامه دارد اما سالهاست كه دوستان نادان كمر به نابودي آن بسته اند و متاسفانه در كار خود توفيقاتي هم داشته اند. من در ميان مردم در ايران و كشورهاي ديگر و در بيست سال گذشته بيش از هر چيز به آن شناخته شده ام كه كلماتم عين واقع اند و هرگز از راستي و درستي خارج نشده ام اگر يك كلمه از اين نامه غيرواقع باشد من حاضر به انجام هر كاري و پذيرش هر اتهامي هستم.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                              &lt;B&gt;تسليم و خدمتگزار خداوند&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;الیاس رام الله (فتاحي) &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;BR clear=all&gt;
&lt;HR width=&quot;33%&quot; SIZE=1&gt;

&lt;DIV id=ftn1&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A title=&quot;&quot; name=_ftn1&gt;[1]&lt;/A&gt; اولین دستگیری استاد رام الله در تاریخ 7/3/86 توسط دایره مذاهب وزارت اطلاعات رخ داد.&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 17:16:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;بازداشت مجدد استاد&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;ایلیا&lt;/B&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt; (پیمان فتاحی) توسط دایره مذاهب اطلاعات &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در پي بالا گرفتن برخوردهاي خشونت آميز جلادان فرهنگي در يك ماه اخير، روز گذشته، چهارشنبه 25/10/87 با دستگيري مجدد استاد ايليا. ميم. رام الله (پیمان فتاحی) رهبر جمعيت ال ياسين، به همراه چندین تن از شاگردان ايشان، قطعه ديگري از پازل سركوب و ترور القاعده مذهبي ايران کامل شد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر اساس گزارشات رسیده  استاد ایلیا (پیمان فتاحی) رهبر جوان  جمعیت ال یاسین – بزگترین n.g.o  فرهنگی خاورمیانه  چهارشنبه  25 دی ماه در پی یک احضار غیر رسمی به دایره ویژه مذاهب اطلاعات و بعد از یک یورش وحشیانه و  تفتیش منزل خصوصی ایشان توسط ماموران امنیتی، بدون حکم بازداشت دستگیر شدند. قابل ذکراست استاد ایلیا (پیمان فتاحی) برای اولین بار و بعد از سالها تهدید و فشار توسط يكي از نهادهاي مرموز امنيتي با عنوان اداره ضد اديان و فِرَق ، معروف به اداره ضد اديان در تاريخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد. وپس از گذراندن بیش از شش ماه انفرادی و شکنجه و تفتیش عقاید در زندان امنیتی 209، به دلیل وخامت حال جسمانی (خونریزی های مکرر از ناحیة گوش و بینی و بالا آوردن خون) که طبق صداهای ضبط شده از درون زندان ارتباط مستقیمی با شکنجه های ایشان داشته است، از زندان 209 آزاد شدند.  همزمان با دستگیری مجدد ایشان هم اکنون چندین تن از شاگردان ایشان  از جمله خانم نازی حسامی (شیوا) سردبیر سابق یکی از نشریات توقیف شده وابسته به جمعیت ال یاسین، نیز بدون حکم قضائی دستگیر و در حین بازداشت، مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفته اند. تعدادی دیگر از شاگردان ایشان نیز  احضار و تهدید به دستگیری شده اند . از وضعیت جسمانی ایشان و سایر اعضای دستگیر شده  هیچ اطلاعی در دست نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفته می شود این دستگیری ها در ادامه اقدامات  اخیر و خشونت آمیز  القاعده  فرهنگی و گروههای فشار، در رابطه با  روشنفکران و متفکران ایرانی  و مدافعان حقوق بشر همچون خانم عبادی در هفته های اخیر و در استانه انتخابات صورت گرفته  است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Jan 2009 17:16:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دزدی اندیشه</title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>  
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00 size=4&gt;به نام حقیقت و راستی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3300 size=4&gt;اطلاعیه&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بدینوسیله به اطلاع تمام آزاد اندیشان می رساند:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;وبلاگ &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://modafeaneiliya.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;مدافعان ایلیا&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#ff9900 size=4&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/EM&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;از سوی دایره مذاهب اطلاعات هدف دزدی آشکار فرهنگی (هک) قرار گرفته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;پست مجعول اخیربا عنوان &lt;FONT color=#9966cc&gt;&quot; &lt;EM&gt;بی خبر از معنی&quot;&lt;/EM&gt;&lt;/FONT&gt;  که با نام مجعول &lt;EM&gt;&lt;FONT color=#9966cc&gt;&quot;نوشین&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/EM&gt; در سطح وسیعی  از وبلاگهای پیروان&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;&lt;FONT size=4&gt;استاد ایلیا میم&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; تبلیغ گردید، خود سندی آشکار بر دروغگویی و ناتوانی طالبان مذهبی و دژخیمان فرهنگی است که بر خود نام دایره مذاهب اطلاعات را دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعد از پروژه بازجویان وبلاگ نویس، بعد ازپروژه بازجویان کارشناس فرهنگی، این بار شاهد پروژه بازجویان هکر هستیم. همان دروغگویانی که وحشیانه به استاد عزیز تر از جانمان،  &lt;FONT color=#ffff00 size=4&gt;استاد ایلیا میم&lt;/FONT&gt; در اتاق بازجویی حمله ور شدند و ایشان را با باتوم و شوکر مورد ضرب و شتم قرار دادند و درنده خویی و خوی طالبانی خود را برای چندمین بار به اثبات رساندند&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;و مردان بزرگ را از دشمنانشان هم می توان شناخت...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#66ffff size=3&gt;در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است; خداوند بر بيمارى آنان افزوده; و به خاطر دروغهايى كه ميگفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt;سوره مبارکه بقره آیه ۱۱&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=left&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff3333 size=3&gt;&lt;U&gt;مدافعان ایلیا&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Nov 2008 12:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بی خبر از معنی!</title>
<link>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-22.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;I&gt;آنچه مي خوانيد، حكايتي از مواجهه تيمور لنگ با علما و عرفاي شيراز، به قلم خود اوست كه از كتاب زندگينامه اش استخراج شده. آنچه در اين گزيده مورد توجه قرار گرفته است، تقابل علماي ظاهري و باطني و فاصله دانش و فهم باطني اين دو، است. حكايتي كه از گذشته هاي دور برقرار بوده و همچنان برقرار است.....&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بی خبر از معنی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;...... بعد از اینکه از تمشیت امور شیراز فراغت پیدا کردم در صدد برآمدم که علمای شیراز را ببینم و گفتم که علمای شیراز در مسجد (عمروبنلیت صفاری) جمع شوند… آن مسجد را عمروبن لیث صفاری در سال 285 هجری بنا کرد. قبل از مذاکره، خدمه من به علمای شیراز از شربت نوشانیدند و بعد من از شیخ بهاءالدین اردستانی که می گفتند از علمای برجسته شیراز است پرسیدم هنگام وضو گرفتن باید مسح کرد یا پاها را شست؟ شیخ بهاءالدین اردستانی گفت پاها باید شسته شود. پرسیدم برای چه پاها باید شسته شود جواب داد برای اینکه حکم خدا می باشد. گفتیم خدا برای چه این حکم را صادر کرده است. شیخ بهاءالدین پاسخ داد برای رعایت نظافت. سوال کردم مجوز این حکم کدامیک از آیات قرآن است شیخ بهاءالدین نتوانست جواب بدهد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یکی از علما گفت ای امیر اجازه بده من مجوز آن را بگویم گفتم من از تو سوال نکردم. شیخ بهاءالدین اردستانی گفت من می دانم که در قرآن آیانی راجع به وضو گرفتن هست ولی آن آیات را به خاطر ندارم. گفتم تو مردی هستی عالم و پیشوای مذهبی مسلمین شیراز به شمار می آیی. چگونه آیات قرآن را که مربوط به وضو می باشد به خاطر نداری. &lt;B&gt;به خاطر نداشتن آیات قرآن از طرف تو که مردی عالم و پیشوای مذهبی هستی شبیه است با اینکه یک مرد جنگی، در روز جنگ که می باید به میدان برود شمشیر خود را فراموش نماید.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آنگاه آیات مربوط به وضو را که در سوره مائده و سوره ی نساء وجود دارد برای شیخ بهاءالدین اردستانی خواندم و از او پرسیدم آیا معنای این آیات را می فهمد یا آیات را برای او ترجمه نمایم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;او گفت معنای آیات را می فهمد سپس یکی دیگر از علمای شیراز موسوم به (حاج موسی چاه کوتاهی) را مورد خطاب قرار دادم و گفتم نماز صبح در دین اسلام دارای فضیلت مخصوص است تو به من بگو به چه دلیل نماز صبح فضیلت خاص دارد. حاج موسی چاه کوتاهی گفت برای اینکه نماز صبح، نماز آغاز روز است. پرسیدم مجوز آن چه می باشد؟ حاج موسی چاه کوتاهی نتوانست جواب بدهد رو به سوی سایر علما کردم و گفتم در بین شما کسی هست که مجوز فضیلت نماز صبح را بگوید. مردی کوسه گفت ای امیر من می توانم بگویم. گفتم بگو.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;آن مرد گفت ای امیر نماز صبح از آن جهت داری فضیلت خاص شده که خداوند در سوره بنی اسرائیل آن را به اسم قرآن الفجر یاد کرده است و مقصود از قرآن الفجر یا قرآن صبح، نماز صبح می باشد. تمام علمای اسلامی متفق القول هستند که قرآن در این آیه به معنای نماز است و از این جهت خداوند، نماز را قرآن خوانده که اهمیت آن را در دین اسلام به نظر مسلمین برساند و به آنها بفهماند که نماز صبح به اندازه قرآن دارای اهمیت است و به همین جهت ما مسلمین می گوییم که نماز رکن دین می باشد ولی خداوند در بین نمازها، اسم قرآن را بر روی نماز صبح نهاده و آن را قرآن الفجر خوانده و به همین جهت نماز صبح بر نمازهای دیگر افضل می باشد البته نمازهای دیگر هم واجب و دارای فضیلت هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتم مرحبا بر تو ای مرد عالم، از آنجا که نشسته ای برخیز و بیا کنار من بنشین زیرا جای یک مرد عالم چون تو، در صدر مجلس در کنار من است. آن مرد برخاست و به من نزدیک شد و من وی را در کنار خود نشانیدم و در آن موقع مشاهده کردم که لباس فرسوده در بر دارد و از او پرسیدم نامت چیست؟ جواب داد شیخ حسن بن قربت. گفتم معاش تو چگونه می گذرد. گفت ای امیر از حیث معاش در مضیقه هستم. گفتم هزار دینار زر به او بدهید که از حیث معاش آسوده خاطر باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شیخ حسن بن قربت از من تشکر کرد و بعد سر را نزدیک گوش من آورد و گفت ای امیر کسانی را که در اینجا هستند بیش از این خجالت نده اکثر &lt;B&gt;این اشخاص از مزایای روحانی فقط جامه و شکل ظاهر آن را دارند و از معنی بی خبرند&lt;/B&gt;&lt;B&gt;…&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتم قصد من از انتقاد این جلسه این نبود که علمای شیراز را شرمنده کنم بلکه می خواستم از محضر آنها استفاده نمایم و چیزهایی از آنان بشنوم که از دیگران نشنیده ام.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شیخ حسن بن قربت همچنان آهسته گفت ای امیر در شیراز عالم هست ولی &lt;B&gt;علمای واقعی این شهر گوشه گیرند و در سلک عرفا می باشند و علمای شیراز آنها را پلید می دانند برای اینکه در اشعار خود دم از می و میخانه و معشوق و دف و چنگ می زنند و علمای شیراز که از رموز عرفان بی اطلاع هستند تصور می کنند که آنها میخوار و فاسق می باشند در صورتی که در عرفان می و میخانه و دف و چنگ و غیره دارای معانی مخصوص است که فقط عارفان می فهمند و کسانی که در راه عرفان قدم نگذاشته اند از عهده فهم معانی آنها بر نمی آیند و اگر تو ای امیر می خواهی چیزی تازه بشنوی که از دیگران نشنیده باشی عارفان شیراز را احضار کن و با آنها به مذاکره بپرداز.&lt;/B&gt; گفتم توصیه تو را می پذیرم و از محضر عارفان استفاده خواهم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;معرفت اهل باطن&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اندرز شیخ حسن بن قربت را پذیرفتم و عده ای از عرفای شیراز را به خانه خود فرا خواندم زیرا از شیخ حسن بن قربت شنیده بودم که هرگاه عارفان را در منزل جمع کنند بهتر از این است که در مسجد جمع نمایند. ذکر اسامی تمام عارفان شیرازی که در خانه من اجماع کردند ضرورت ندارد و مشاهیر آنها عبارت بودند از زکریا فارسی معروف به وامق و صباح الدین سنبلی معروف به عارف و شمس الدین محمد شیرازی معروف به حافظ.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در بین کسانی که در آن مجلس حضور یافتند من اشعار یکی از آنها موسوم به شمس الدین محمد شیرازی معروف به حافظ را خوانده بودم و دیگران را حتی از دور نمی شناختم. محمد شیرازی معروف به حافظ در آن موقع پیر و منحنی بود و چشم هایی ناتوان داشت. من هم در این موقع پیر هستم ولی ناتوان نمی باشم زیرا راحتی را بر خود حرام کرده ام و مردی که می خواهد قوی باشد نباید راحتی کند و راحتی هم جسم را فرسوده می کند و هم جان را، بعد از اینکه طعام خورده شد از زکریا فارسی معروف به رامق پرسیدم که آیا تو مسلمان هستی یا نه؟ او جواب داد مسلمانم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سوال کردم چون تو مسلمان هستی لابد عقیده داری که اصول و فروع اسلام محترم است و باید به جا گذاشت؟ زکریا فارسی گفت بله عقیده دارم. پرسیدم پس چرا شما عارفان که یکی از آنها مسلمانی چون تو می باشد عقیده دارید که نمازگزاردن به سوی کعبه و بتخانه یکی است و فرق نمی کند. زکریا فارسی گفت ای امیر قطع نظر از اینکه کعبه در آغاز بتخانه بود و بعد کعبه و قبله مسلمین شد &lt;B&gt;منظور ما عارفان از بتخانه یعنی مکان خدا و چون خدا مکان معین ندارد و در همه جا هست به هر طرف که رو کنند رو به سوی خدا کرده اند و لذا همه جا بتخانه است. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتم مرحبا بر تو ای وامق که نیکو گفتی خداوند همه جاست و مکان معین ندارد. ولی خدا دستور داده که مسلمین هنگام نماز رو به سوی کعبه کنند و با این دستور، نماز گزاردن به سوی بتخانه حرام است. زکریا فارسی گفت ای امیر، اجازه می خواهم توضیح بدهم. گفتم بگو زکریا فارسی. گفت اگر کسی اعمال مستحب را به جا بیاورد مرتکب عمل حرام نمی شود مشروط بر اینکه واجب را ترک نکرده باشد. یک عارف به عمل واجب خود که نمازگزاردن به سوی کعبه است قیام میکند و شبانه روزی پنج بار به سوی کعبه نماز می گذارد ولی علاوه بر آن به سوی شرق و غرب و شمال و جنوب رو می کند و خدا را می خواند و این عمل منافی با اسلام نیست. ای امیر، نمازهای پنجگانه حداقل وظیفه یک مسلمان است و اگر تو بر من خرده نگیری می گویم غذایی است موافق طبع یک کودک شیرخوار. یک کودک شیرخوار نمی تواند چیزی جز شیر بخورد ولی آیا یک مرد بالغ نیز باید به خوردن شیر اکتفا نماید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;البته نه، &lt;B&gt;در صدر اسلام مسلمین جاهل بودند و علم نداشتند و تکالیفی که برای آنها وضع گردید به همان نسبت ساده بود. آنها نمی توانستند به حکمت الهی پی ببرند و خدا را آنطور که باید و شاید بشناسند و خداوند که از این موضوع مطلع بود برای آنها احکامی بسیار ساده، در خور فهم آنان، وضع کرد. امروز نزدیک هشت قرن از هجرت می گذرد و در معارف اسلامی هزارها کتاب به وجود آمده که یکی از آنها در سال هجرت وجود نداشت معهذا حتی امروز تکلیف یک مسلمان عادی همان است که در صدر اسلام بود و خداوند چیزی بیشتر از او نمی خواهد. ولی کسی که علم دارد و کتابها خوانده، باید بیشتر عمل کند و از یک مسلمان عامی خداشناس تر باشد و عارفان از اینگونه اشخاص می باشند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من رو به سوی صباح الدین یوسف سنبلی معروف به عارف کردم و از او پرسیدم آیا تو با آنچه وامق گفت موافق هستی؟ آن مرد جواب داد بلی ای امیر . پرسیدم پس چرا شما عارفان این موضوع را ساده تر نمی گویید و تصریح نمی کنید کسانی که علم دارند باید بیش از مسلمین عادی به وظایف خداشناسی عمل نمایند و چرا متوسل به کلمه ای چون بتخانه می شوید؟ صباح الدین یوسف سنبلی گفت ای امیر &lt;B&gt;دو چیز سبب گردیده که عارفان نمی توانند این منظور را به زبان ساده بر زبان بیاورند و مجبورند که به وسیله اصطلاحاتی مخصوص منظور خود را بیان نمایند. اول اینکه عوام، نمی توانند بفهمند که عارفان چه می گویند دوم اینکه علما برای اینکه بازارشان کساد نشود با عرفا خصومت می نمایند. چون آنها می دانند که هرگاه مردم طوری بینا شوند که خدا را به معنای واقعی بشناسند دیگر گرد شمع وجود آنها طواف نخواهند کرد و بازار علما کساد خواهد شد و مجبورند که دکان خود را ببندند و منصور حلاج و عین القضات همدانی را برای همین کشتند که می خواستند با زبان ساده، بدون توسل به اصطلاحات عارفان، چشم مردم را باز کنند. منصور حلاج می گفت اناالحق و توضیح می داد چون خدا در همه جا است و مکانی نیست که خدا در آن نباشد بنابراین در من نیز وجود دارد. او را متهم کردند که دعوی خدایی می کند در صورتی که نه منصور حلاج دعوی خدایی می کرد و نه عین القضات همدانی. و آنها می گفتند که خدا که در همه جا هست در آنها نیز وجود دارد. امروز هم اگر کسی بگوید اناالحق یا بگوید خدا در من هست با اتهام کفر به قتل می رسد و تا روزی که عرفان عالم گیر نشده، این وضع باقی است و عارفان نمی توانند منظور خود را آشکار و به زبان ساده بگویند و ناگریزند که آن را به وسیله اصطلاحات مخصوص بر زبان بیاورند.&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;من حس می کردم همانطور که شیخ حسن بن قربت گفت &lt;B&gt;عارفان بیش از عالمان معرفت دارند&lt;/B&gt; و چیزهایی می گویند که عقل می پذیرد. علاوه بر آن ضمن مذاکره با عالمان که من خلاصه آن را در اینجا می نویسم و از تفصیل درمیگذرم فهمیدم که عرفای شیراز بر خلاف علماء قرآن را خوب می دانند و در هر موقع به آیات قرآن استناد می کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تقيه استادانه&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;I&gt;نکته ای که در این بخش گفتگوی تیمور لنگ با حافظ، قابل توجه است، تقیه استادانه حافظ در بیان احوالات و عقاید باطنی خود برای شخصی چون تیمور است. در این قسمت شاهدیم، حافظ در همان حالی که واقعیت را انکار نمی کند اما آن را در پوششی از کلمات و استعارات، از نظر غیر مخفی نگاه می دارد و در اصل، به تقیه ای استادانه دست می زند.&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ضمن صحبت با عارفان از شمس الدین محمد شیرازی معروف به حافظ پرسیدم آیا این شعر از تو می باشد (ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راه نشین باده مستانه زدند) حافظ گفت ای امیر، چشم های من چون ضعیف شده درست تو را نمی بیند ولی صدایت را به خوبی می شنوم و این شعر از من است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتم تو در این شعر کفر گفته ای زیرا خدا را طوری معرفی کرده ای که انگار یک حرم خانه دارد. علاوه بر این که کفر گفته ای به خداوندِ بزرگ توهین کرده ای برای اینکه گفته ای زن های خداوند از حرم خانه او خارج شدند و کنار راه به تو ملحق گردیدند و در آنجا با تو می نوشیدند و مست شدند. حافظ جواب داد ای امیر من کفر نگفته ام و به خداوند توهین نکرده ام. من در مصرع اول این بیت گفتم (ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت) و دو کلمه ستر، عفاف ثابت می کند که منظور از حرمخانه خداوند یک حرم خانه عادی نبوده است و حرم خانه خداوند مرموز است و راز آن بر مردم آشکار نیست و در آنجا عفت حکمفرماست. من نگفته ام که در حرمخانه خداوند زن وجود دارد و نام زن، در شعر من برده نشده و گفتم (ساکنان حرم) نه (زنهای حرم). در شعر من حرمخانه وجود ندارد بلکه آنچه گفته ام حرم است و حرم یعنی مکانی که آنقدر مقدس می باشد که بیگانه را در آن راه نیست و من این شعر را در یک سحرگاه بهار سرودم و در آن موقع هوا مطلوب بود، و از هوای شیراز بوی گل به مشام می رسید و من در قلب خویش احساس وجد می کردم و صدای بلبلان را می شنیدم و چنان دچار هیجان و سرور شدم که در همه چیز کائنات شریک هستم و فرشتگان در وجودم به سر می برند و من هم در وجود فرشتگان حلول کرده ام و از فرط وجد این شعر را سرودم. پرسیدم چرا در مصراع دوم گفتی که ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت یا به قول تو فرشتگان با تو مِی نوشیدند و مست شدند و مگر تو نمی دانی که مِی حرام است. حافظ گفت ای امیر مِی نوشیدن اصطلاح عرفان است و به معنای نوشیدن شراب نمی باشد بلکه معنای آن کسب معرفت از کسانی است که دارای کمال هستند و همانطور که شراب عادی که حرام می باشد انسان را مست می کند شخصی هم که از ارباب کمال کسب معرفت نماید مست می شود. میخانه هم در اصطلاح عرفا مکانی است که تصور می کردم فرشتگان با من مشغول صحبت هستند و رازهای خلقت را برای من افشا می نمایند، و به همین جهت گفتم که با من شراب نوشیدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پرسیدم رازهایی که به تو گفتند چه بود و آنها را برای من نقل کن. حافظ گفت ای امیر من در آن سحرگاه تصور می کردم که فرشتگان اسرار خلقت را برای من فاش می نمایند و آنچه احساس می نمودم تخیل بود و آن تخیل را نمی توانستم بر زبان بیاورم و گرنه در قالب شعر جا می دادم. هر عارف، هنگامی که در فکر فرو می رود چیزهایی را احساس می نماید که نمی تواند بر زبان بیاورد برای اینکه یک قسمت از محسوسات، قابل بیان نیست و نمی توان آنها را در قالب کلمات، خواه نظم و خواه نثر ریخت. ما می توانیم آن قسمت از محسوسات را که چون سردی و گرمی و نرمی و خشونت است بیان کنیم و هرکس که می شنود می فهمد که چه می گوییم. ولی قادر نیستیم محسوسات معنوی را بیان نماییم و اگر بیان کنیم، شنونده منظور ما را نمی فهمد. من تصور می کنم انسان ولو عارف نباشد در یک سحرگاه بهاری که از هوا بوی گل به مشام می رسد و بلبلان می خوانند و هوا مطبوع است و بانگ اذان به گوش می رسد، کیفیتی را احساس می نماید که هیچ بیانی قادر به ابراز آن نیست. این است که من نمی توانستم بگویم که فرشتگان (به تصور من) با من چه می گفتند و رازهای خلقت را که با من در بین می گذاشتند از چه مقوله بود وگرنه هرچه به تصور خود از آنها شنیده بودم در قالب شعر جا می دادم...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گفتم ای مرد شیرین سخن، نیکو سخن گفتی و جوابی به من دادی که مرا متقاعد کرد و آیا راست است که تو قرآن را از حفظ داری؟ حافظ جواب داد بلی ای امیر. گفتم آیات سوره عرفات را از انتهای سوره شروع کن و آیه به آیه بخوان. حافظ گفت ای امیر آیا می گویی که آیات را از انتهای سوره شروع کنم و به طرف مبداء بروم؟ گفتم اگر تو حافظ قرآن باشی می توانی آیات را از انتها شروع کنی. حافظ اظهار ناتوانی کرد و من گفتم اکنون تو مرا امتحان کن و هر یک از سوره های قرآن را که انتخاب می کنی بگو تا من آیات را از منتها به طرف مبداء بخوانم. حافظ گفت ای امیر من این جسارت را نمی کنم که مردی چون تو را مورد آزمایش قرار دهم. گفتم من خود به تو اجازه می دهم که مرا مورد آزمایش قرار بدهی. حافظ سوره بقره را انتخاب کرد و من آیات سوره را از منتها به طرف مبداء خواندم و پس از خواندن هفت آیه حافظ و سایر عرفا زبان به تحسین گشودند و حافظ گفت ای امیر من اذعان می کنم که در قبال دانشمندی چون تو خود را حافظ قرآن نمی دانم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=left&gt;&lt;I&gt;مدافعان ایلیا «میم»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 11 Oct 2008 22:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=modafeaneiliya&amp;postid=22</comments>
<dc:creator>modafeaneiliya</dc:creator>
<guid>http://modafeaneiliya.blogfa.com/post-22.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
